پیشنهادی:

دانلود کتاب “ارزیابی روایات فتوحات مکیه در باب توحید” – مصطفی آذرخشی

دانلود فایل PDF کتاب “ارزیابی روایات فتوحات مکیه در باب توحید” تالیف استاد مصطفی آذرخشی (استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه شهید بهشتی)

کتاب پیش رو که نسخه pdf آن، برای دانلود قرار گرفته است، به ارزیابی روایات فتوحات مکیه در باب توحید و نقد رویکرد ابن عربی در این زمینه می پردازد.

نویسنده این اثر ارزشمند، در فصل اول درباره شخصیت ابن عربی و مذهب و روش او در کسب معرفت توضیحاتی ارائه می کند.

در فصل دوم، کتاب فتوحات مکیه و نسخه ها و چاپ های مختلف آن را مورد بررسی قرار می دهد. سپس دیدگاه علم الحدیثی ابن عربی را شرح داده و نحوه برخورد او با آیات و روایات را نقد و بررسی می کند.

در فصل سوم، لیستی از روایات توحیدی که ابن عربی از آنها استفاده کرده، ارائه می شود و نویسنده محترم، ابعاد مختلف روایات، اعم از اسناد و مآخذ، برداشت ابن عربی از حدیث، تبیین محدثان و دانشمندان شیعه و سنی از روایت و … را تشریح می کند.

نویسنده در پیشگفتار این اثر نوشته است:

بدون تردید محی الدین ابن عربی در تصوف و عرفان نظری از جایگاه ویژه برخوردار است؛ او در مفصل ترین کتاب خویش یعنی الفتوحات المکیه، به بسط نظرات عرفانی خود به ویژه در موضوع توحید پرداخته و در مواضع مختلف استشهاداتی به آیات قرآن کریم و روایات نبوی دارد. از آن جهت که این کتاب، جامع تمام آراء و نظریات ابن عربی در حوزۀ عرفان نظری است، تأثیر چشمگیری بر عرفان و تصوف و فلسفه بر جای گذاشته است؛ آنچنان که تمامی عرفای بعد از خود را تحت تاثیر قرار داده است و در اشعار صوفیان و فلسفه صدرایی نیز بازتاب قابل ملاحظه دارد. تاثیر گذاری این کتاب در فرهنگ اسلامی، ضرورت بررسی مستندات قرآنی و روایی آن را آشکار می کند. زیرا اقبال بسیاری از اهل اسلام به مطالب عرفانی این کتاب، از آن روست که ابن عربی تلاش کرده مکاشفات خود را با استناد به آیات و روایات، موجه نماید. در این راستا کتاب حاضر عهده دار بررسی احادیث توحیدی کتاب فتوحات مکیه از نظر متن و سند است.

کتابی که پیش رو دارید، با اندکی تغییرات، پایان نامه کارشناسی ارشد اینجانب در رشته الهیات و معارف اسلامی است که در سال ۱۳۸۹ در دانشگاه تهران از آن دفاع کردم.

از این پایان نامه چهار مقاله علمی پژوهشی و دو مقاله علمی ترویجی چاپ شده است که عناوین آنها به شرح ذیل است:

١- مقاله «جایگاه حدیث قرب نوافل در منابع فریقین و بررسی تطبیقی رویکرد عرفا و محدثان نسبت به آن» این مقاله در مجله پژوهش نامه قرآن و حدیث به چاپ رسید.

۲ – مقاله «جایگاه احادیث نبوی در فتوحات مکیه ابن عربی» که در مجله تحقیقات قرآن و حدیث متعلق به دانشگاه الزهراء به چاپ رسید.

3 – مقاله تحقیق در متن و اسناد حدیث ان الله خلق آدم على صورته» که در مجله پژوهشهای قرآن و حدیث دانشگاه تهران چاپ شد.

۴- مقاله «بررسی حدیث تجلی خداوند در قیامت به صور مختلف و نقد برداشت ابن عربی از آن» که در مجله پژوهش دینی منتشر شد.

۵ و ۶ – دو مقاله «معناشناسی حدیث لاتسبوا الدهر فان الله هو الدهر» و

ادامه مطلب

جایگاه احادیث نبوی در فتوحات مکیه ابن عربی و نقد تعامل علم الحدیثی او با روایات

جایگاه احادیث نبوی در فتوحات مکیه ابن عربی و نقد تعامل علم الحدیثی او با روایات

درجه علمی: علمی-پژوهشی | نویسندگان[1]: مجید معارف[2] ، مصطفی آذرخشی[3]

منبع: تحقیقات علوم قرآن و حدیث سال دهم بهار و تابستان 1392 شماره 1

 

فهرست

چکیده

١. بیان مسئله

۲. شناخت و آگاهی ابن عربی از حدیث و سنت

٣. جایگاه حدیث در فتوحات مكية ابن عربی.

۳ – ۱. نگرش متفاوت ابن عربی به روایت های فقهی و احادیث اعتقادی

۳ – ۲. اصالت بخشیدن به مکاشفه های عرفانی در بررسی روایت ها

۴. دیدگاه های علم الحدیثی ابن عربی

۴ – ۱. ابن عربی و احادیث اهل بیت (علیهم السلام)

۴ – ۲. ابن عربی و سخنان صحابه

۴ – ۳. نظر ابن عربی درباره نقل به الفاظ و نقل به معنی در حدیث

۴ – ۴. ملاکهای صحت و تأیید حديث نزد ابن عربی

۴ – ۵. دیدگاه ابن عربی درباره تعارض روایت ها با قرآن یا احادیث دیگر

۵. نقد و بررسی تعامل علم الحدیثی ابن عربی با روایتها

۵ – ۱. تبعیض غیر موجه درباره احادیث

۵ – ۲. مصون نبودن کشف و شهود غیر معصوم از خطا

۵ – ۳. اختلاف های اهل مکاشفه

۵ – ۴. میزان کارآیی روش ابن عربی در تشخیص صحت و سقم احادیث

۶. نتیجه گیری

کتابنامه

چکیده

بررسی مهم ترین تألیف در حوزه عرفان نظری، یعنی فتوحات مکیه ابن عربی، گویای آن است که مؤلف این کتاب، رویکردهایی مختلف به احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داشته است؛ چنان که در بیان موضوع های فقهی، به احادیث کاملا توجه کرده و کنکاش هایی فقه الحدیثی، اعم از بررسی های سندی و متنی انجام داده است؛ اما درباره روایت های اعتقادی، هرگز چنین دقت هایی صورت نگرفته و مؤلف به انواع احادیث جعلی، ضعیف یا تقطيع و تأویل شده استناد کرده است؛ بدان سبب که از دیدگاه ابن عربی، مکاشفه های عرفانی اصالت دارد؛ تا بدانجا که ملاک تشخیص صحت و سقم احادیث نیز همین یافته های عارفان است؛ حال آنکه آموزه های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره راه هدایت از طرفی، مصون نبودن کشف و شهود عرفانی غیر معصومان از خطا و انحراف از طرف دیگر و نیز شواهد دال بر کار آمدنبودن شیوه عارفان، دیدگاه و عمل کرد ابن عربی را درباره احادیث به چالش کشیده است.

واژه های کلیدی: روایات، فتوحات مکیه، ابن عربی، حدیث پژوهی

ادامه مطلب

ابن عربی و ممنوعیت انتقاد به خلفای جور و جواز قتل مخالفان آنها

اعتراض به حکام و سلاطین جور، بی ادبی به خداوند و موجب از میان رفتن اجر و ثواب است!

ابن عربی برای اینکه راه ستمگران را هموار کند و زبان اعتراض را بر حکام جور ببندد، می گوید:

«إن تکلّمنا فی ولاتنا و ملوکنا بما هم علیه من الجور سقط ما هو لنا فی جورهم و أسأنا الأدب مع الله حیث رجحنا نظرنا علی فعله فی ذلک لأنّ لنا الذی هو فی جورهم هو نصیب أخروی بلا شکّ فقد حرّمناه نفوسنا و من حرم نفسه أجر الآخره فهو من الخاسرین… ؛» [۱]

ترجمه: «پس اگر در مورد ظلم و ستم سلاطین و حکام جور خود سخن بگوییم ثوابی که از ستم آنها به ما می‌رسد از دست داده ایم و نسبت به خدا بی ادبی کرده ایم زیرا نظر خود را بر خدا که ستمگر را بر ما مسلط کرده است، مقدم داشته ایم چون بهره ما از ستم آنان بدون شک اجر اخروی است که خود را از آن محروم کرده ایم و هر کس خود را از پاداش اخروی محروم کند از زیان کاران است.»

أولی الأمر در قرآن، همان خلفاست

ابن عربی با تأکید بر اینکه «أولی الأمر» در آیه شریفه: ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ﴾ [۲] خلفا و حکام هستند، حکم جواز مقاتله و قتل مخالفان این خلفا را صادر می‌کند؛ او دشمنان خلفا را همچون دشمنان خدا معرفی می‌کند و می‌گوید:

«(وَ أوُلِی الأَمرِ مِنکُم) و هم الخلفا و… ثمّ أنّ الله جعل له أعداء ینازعون فی أولوهیّه کفرعون و أمثاله کذلک جعل الله للخلفاء منازعین فی رتبتهم و جعل له أن یقاتلهم و یقتلهم إذا ظفر بمن ظفر منهم کما یفعل سبحانه مع المشرکین…؛» [۳]

ترجمه: «أولی الأمر خلفای اند… و همان گونه که خدا برای خود دشمنانی قرار داده است که در الوهیتش با او در ستیزند؛ برای خلفا هم کسانی را قرار داده است که با مقام آنان می‌ستیزند و خدا برای خلیفه مقرر فرموده است که با آنان بجنگند و بر هر یک از آنان پیروز شد او را بکشد، همان گونه که خدا با مشرکان می‌کند.»

به این ترتیب ابن عربی آیه «أُولی الأَمرِ» که یکی از مهمترین ادله امامت حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و ائمه معصومین علیهم السلام است را به گونه ای تفسیر می‌کند که بتواند آن را وسیله توجیه جنایات یزید و سایر خلفای بنی امیه و بنی عباس در قتل و ظلم به خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار دهد.

برگرفته از

ادامه مطلب

توهین ابن عربی به حضرت یعقوب علیه السلام و نسبت حیله و کید به ایشان

محیی الدین ابن عربی تبحر ویژه ای در تاویل نصوص دینی، تبدیل و تعویض جایگاه اشرار و نیکان، و توهین و نسبت های ناروا به انبیاء دارد. پیش تر نیز در برخی مطالب این سایت به نمونه هایی از تاویلات عجیب وی اشاره شد.

برای مطالعه مطالبی از این دست، به لینک های زیر رجوع کنید:

ابن عربی و نسبت دادن عدم آگاهی به حضرت ابراهیم (علیه السلام) و هم صدایی با یهود

ابن عربی : حضرت نوح در دعوت امت خود دچار خطا شد!

ابن عربی : کفار همان اولیاء خدا هستند!! – تاویل عجیب آیات قرآن

برخی تأویلات ابن عربى نسبت به آیات قرآن مجید

دفاع ابن عربی از فرعون – فرعون طاهر و مطهر از دنیا رفت!

 

یکی دیگر از اهانت های ابن عربی به انبیاء الهی، مربوط می شود به حکایت رویای حضرت یوسف علیه السلام. ابن عربی در فصّ نهم کتاب خویش، آیه ۵ سوره یوسف: «یا بُنَیَّ لا تَقْصُصْ رُؤْیاکَ عَلى‏ إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً» را نقل می کند. سپس اضافه می کند که یعقوب علیه السلام این کید و مکر را به شیطان نسبت می دهد. او در ادامه انتساب کید به شیطان را برنتافته و آن کید و حیله را با تاکیدی بیشتر به حضرت یعقوب علیه السلام نسبت می دهد:

«ثم برأ أبناءه عن ذلک الکید و ألحقَهُ بالشیطان، و لیس إلا عین الکید؛ ترجمه: سپس (یعقوب علیه السلام)، فرزندانش را از کید و مکر، بریء کرد و آن را به شیطان نسبت داد و این (عمل یعقوب علیه السلام نیز) نیست جز عین حیله گیری و کید [!]» [۱]

محمدعلی موحد شارح فصوص الحکم نیز با شرح و ترجمه عبارات ابن عربی می نویسد:

«یعقوب با این سخن فرزندان خود را از نسبت کید تبرئه کرد و شیطان را گناهکار دانست و حال آنکه یعقوب خود می دانست که

ادامه مطلب

بررسی و نقد دلائل طرح شده پیرامون تشیع ابن عربی (۱) تحریف آثار ابن عربی

دلائل تشیع ابن عربی (۱) – تحریف کتب ابن عربی

اساس تشیع، پایبندی کامل به قرآن و سنت و معارف اهل بیت علیهم السلام در ابعاد علمی و عملی است. اهل سنت و سران برخی از فرقه هائی که در عالم اسلام ظهور و بروز یافتند (مانند تصوف)، پایبندی به مکتب اهل بیت علیهم السلام نداشتند. از طرفی برخی از شیعیان سعی بلیغی در اثبات تشیع سران تصوف دارند. ابن عربی، پایه گذار عرفان نظری و از شخصیت های تاثیرگذار در تاریخ تصوف است و تشیع یا تسنن وی از موارد مورد مناقشه به حساب می‌آید.

برخی با استناد به ذکر نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اشاره به نسب مبارک ایشان در کتب ابن عربی و مواردی از این دست، وی را شیعه می دانند. اما بسیاری دیگر به دلیل عدم اختصاص ذکر مناقب اهل بیت علیهم السلام و نام و نسب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیعیان و سابقه درج این مطالب در کتب برخی بزرگان اهل سنت، و همچنین با توجه به مجموعه آثار و مطالب ابن عربی که بر اساس اعتقادات اهل سنت پایه ریزی شده است، وی را یک صوفی سنی مذهب می‌دانند.

برای نمونه استاد مطهری در کتاب امامت و رهبری می گوید که اهالی اندلس نه تنها سنی بودند بلکه نسبت به‌ شیعه عناد داشتند و میزانی از ناصبی گری در آنها بوده است. او در بیان علّت ناصبی گری اندلسیان می نویسد: «علتش اینست که‌ اندلس را ابتدا امویها فتح کردند و بعد هم خلافت اموی تا سالهای زیادی‌ در آنجا حکومت می‌کرد . امویها هم که دشمن اهل بیت بودند و لهذا در میان‌ علمای اهل تسنن علمای ناصبی ، اندلسی هستند و شاید در اندلس شیعه نداشته باشیم و اگر داشته باشیم خیلی کم است » وی در ادامه با توجه به اندلسی بودن ابن عربی، بیان می کند که او نیز سنی متعصبی بوده است. [۱]

در فضای مجازی متونی با عنوان “دلایل تشیع ابن عربی” منتشر شده است که در آن مطالبی مسلسل وار ذکر شده و مدعی شده اند تشیع ابن عربی قطعی و ثابت است. تمرکز این نوشتار که در چندین بخش تقدیم خواهد شد، بر بررسی این موارد است. البته سعی شده

ادامه مطلب

بررسی و نقد دیدگاه ابن عربی در باب کیفیت عذاب اخروی – دکتر محمد حسین بیات – ۲

بررسی و نقد دیدگاه ابن عربی در باب کیفیت عذاب اخروی با تکیه به آثار قرآنی و براهین عقلی – بخش دوم

دکتر محمد حسین بیات، دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی (با اندکی حذف و اضافات)

چکیده

وقتی نام “ابن‌عربی” به گوش می‌خورد، عرفان نظری در ذهن شنونده تداعی می‌گردد و آدمی می‌انگارد که جمیع مباحث کتاب‌های معروف وی صرفاً متکفل بیان عرفان ناب اسلام است. مباحثی همچون عذاب نشئه آخرت، خلافت، امامت، ولایت و… لیکن بعد از ژرف‌نگری در آثار برجسته آن عارف نامدار، آدمی می‌بیند که بسیاری از مباحث کلامی و حتی فقهی در این کتاب‌ها به‌نحو برجسته‌ایی مطرح گردیده و با مباحث عرفانی خلط شده‌است. مسئله وقوع عذاب در نشئه آخرت و ابدی یا غیر ابدی بودن آن، یکی از مباحث جنجال‌برانگیز دانش کلام است که هر یک از فرقه‌های کلام اسلامی طبق مشرب فکری خود در آن باب سخن رانده‌اند، لیکن هیچ یک از فرقه‌های گونه‌گون کلامی وقوع عذاب اخروی و نیز ابدی بودن عذاب دوزخ را برای عدّه‌ایی از گنهکاران مورد شک قرار نداده بل آن را قطعی دانسته‌اند و کاملاً به نصوص و ظهورات آیات قرآنی پای بند مانده‌اند. ابن‌عربی نیز در آثار عرفانی خود، این مسئله کلامی را با آب و رنگ عرفانی مطرح نموده لیکن به هیچ روی به تصریحات صدها آیه و حتی براهین عقلی پای بند نمانده و با صراحت لهجه، ابدی بودن عذاب بل تحقق خود عذاب و وعیدهای الهی را انکار نموده و مدّعی شده که همه آدمیان در جهان بی‌پایان آخرت برای ابد از نعمات الهی بهره‌مند شوند گرچه کیفیّت نعمت‌های دوزخیان با بهشتیان در ظهور تجلّیات الهی متباین باشند. نویسنده مقاله دیدگاه ابن‌عربی را مورد نقد قرار داده و با استناد به آیات و براهین عقلی آن را مردود دانسته‌است.

کلیدواژه ها
عذاب؛ تعذیب؛ وعد؛ وعید؛ خلود؛ خالد؛ جهنم و بهشت

خلود و جاودانگی عذاب کافران در قرآن

پیش‌تر در بخش معنی‌شناسی خلود و مشتقاتش آن را معنی کردیم. فی‌الجمله، خلود یعنی جاودانگی و خالد به معنی جاودان باشد. بنابراین، خالد یا مخلّد در بهشت یا دوزخ یعنی برای ابد در نعمات بهشتی یا عذاب‌های دوزخی بودن و به همان حال باقی ماندن باشد. کلمه خالد و مشتقات آن، حدود ۹۵ بار در قرآن مجید بیامده که ۳۰ مورد آن در باب خلود دوزخیان است. با اینکه، معنی خلود جاودانگی در نعمت بهشت یا عذاب دوزخ است، لیکن ۹ بار همراه کلمه «ابداً» آمده که سبب رفع هر نوع شبهه در جاودانگی آنان است، به دیگر بیان، همراه بودن خلود با کلمه «ابداً» دالّ بر خلود مؤبّد است. این کلمه ۳ بار در باب عذاب دوزخیان مؤبّد تبه کاران و ۶ بار در باب نعمت ابدی بهشتیان است. آیاتی که در باب عذاب دوزخیان است به قرار زیرین است: ﴿وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أَبَدا﴾ (الجنّ/۲۳): هر که در برابر اوامر خدا و رسولش نافرمانی کند سزایش آتش جهنّم باشد که جاودانه برای ابد در آن بماند؛ ﴿إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْکافِرینَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعیراً *خالِدینَ فیها أَبَدا﴾ (الاحزاب/۶۴-۶۵): همانا خداوند کافران را لعنت فرمود و برای‌شان عذاب سختی مهیّا نمود که برای ابد در آن بمانند؛ ﴿إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ طَریقاً *إِلاَّ طَریقَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها أَبَدا﴾ (النساء/۱۶۸-۱۶۹): آنان که کافر شدند و ستم نمودند، خداوند‌شان نمی‌آمرزد و جز به راه جهنّم به راه دیگرشان هدایت ننمایند.

شایان ذکر آن که مخلّد بودن در عذاب یا نعمت ابدی گاهی همراه قراین دیگری است که نیازی به کلمه «ابداً» ندارد. مثلاً

ادامه مطلب

بررسی و نقد دیدگاه ابن عربی در باب کیفیت عذاب اخروی – دکتر محمد حسین بیات – ۱

بررسی و نقد دیدگاه ابن عربی در باب کیفیت عذاب اخروی با تکیه به آثار قرآنی و براهین عقلی – بخش اول

دکتر محمد حسین بیات، دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی (با اندکی حذف و اضافات)

چکیده

وقتی نام “ابن‌عربی” به گوش می‌خورد، عرفان نظری در ذهن شنونده تداعی می‌گردد و آدمی می‌انگارد که جمیع مباحث کتاب‌های معروف وی صرفاً متکفل بیان عرفان ناب اسلام است. مباحثی همچون عذاب نشئه آخرت، خلافت، امامت، ولایت و… لیکن بعد از ژرف‌نگری در آثار برجسته آن عارف نامدار، آدمی می‌بیند که بسیاری از مباحث کلامی و حتی فقهی در این کتاب‌ها به‌نحو برجسته‌ایی مطرح گردیده و با مباحث عرفانی خلط شده‌است. مسئله وقوع عذاب در نشئه آخرت و ابدی یا غیر ابدی بودن آن، یکی از مباحث جنجال‌برانگیز دانش کلام است که هر یک از فرقه‌های کلام اسلامی طبق مشرب فکری خود در آن باب سخن رانده‌اند، لیکن هیچ یک از فرقه‌های گونه‌گون کلامی وقوع عذاب اخروی و نیز ابدی بودن عذاب دوزخ را برای عدّه‌ایی از گنهکاران مورد شک قرار نداده بل آن را قطعی دانسته‌اند و کاملاً به نصوص و ظهورات آیات قرآنی پای بند مانده‌اند. ابن‌عربی نیز در آثار عرفانی خود، این مسئله کلامی را با آب و رنگ عرفانی مطرح نموده لیکن به هیچ روی به تصریحات صدها آیه و حتی براهین عقلی پای بند نمانده و با صراحت لهجه، ابدی بودن عذاب بل تحقق خود عذاب و وعیدهای الهی را انکار نموده و مدّعی شده که همه آدمیان در جهان بی‌پایان آخرت برای ابد از نعمات الهی بهره‌مند شوند گرچه کیفیّت نعمت‌های دوزخیان با بهشتیان در ظهور تجلّیات الهی متباین باشند. نویسنده مقاله دیدگاه ابن‌عربی را مورد نقد قرار داده و با استناد به آیات و براهین عقلی آن را مردود دانسته‌است.

کلیدواژه ها
عذاب؛ تعذیب؛ وعد؛ وعید؛ خلود؛ خالد؛ جهنم و بهشت

مقدمه

برخی از آثار عرفانی را باید از نزدیک دید و با تأمل مورد مطالعه قرار داد، آنگاه اظهار‌ نظر نمود. وقتی فصوص‌الحکم و فتوحات مکیه وی به گوش کسی می‌خورد پندارد که این دو کتاب و مانند آنها، صرفاً بیان مباحث و مسائل عرفان نظری را به عهده دارد و گویای تجارب عرفان عملی است. لیکن وقتی آدمی این آثار را با دقت بررسی می‌کند، می‌بیند که بسیاری از مسائل کلامی و فقهی با عناوین به ظاهر عرفانی در آنها مطرح گردیده امّا با مسائل کلامی خلط شده‌است. مثل مسئله خلافت، امامت، عذاب نشئه آخرت و مانند آنها که ابن‌عربی در آثار برجسته خویش این مسائل را آورده و چونان متکلمان در باب آنها به بحث و نظر پرداخته‌است. وی در جای جای فصوص‌الحکم وفتوحات مکیه خود، در باب ماهیت عذاب اخروی و ابدی یا غیر ابدی بودن آن، بحث کرده و سرانجام برخلاف جمیع متکلمان فرقه‌های گونه‌گون اسلامی، هم ابدی بودن عذاب را انکار نموده و مدّعی شده که هیچ گنهکاری برای ابد در عذاب نخواهد ماند، هم حقیقت آن را منکر شده و ادعا کرده که عذاب به معنی عذب یعنی نعمت گوارا به صورت آتش جهنم می‌باشد که تنها تفاوت آن با نعمات بهشتی در تجلیات و صورت‌هاست.

ابن‌عربی با این دیدگاه بسیار شگفت‌آور خود، نصوص و ظواهر صدها آیه در باب عذاب اخروی را نادیده گرفته و بدان ها پای‌بند نمانده‌است. وی با ارائه این دیدگاه خواسته یا ناخواسته سخن حقّ قرآن کریم را تکذیب و انکار نموده و مشمول آیه ﴿فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَق‏﴾ (الانعام/۵) واقع شده است.

فی‌الجمله این مقاله در پنج بخش زیر به رشته تحریر آمده است:

الف) معنی‌شناسی (philology) برخی واژه‌ها؛

ب) بررسی دیدگاه ابن‌عربی در باب کیفیّت عذاب اخروی؛

ج) بیان دیدگاه قرآن مجید در باب کیفیّت عذاب اخروی گنهکاران؛

د) نقد دیدگاه ابن‌عربی با تکیه به آیات قرآنی و براهین عقلی؛

هـ) نتیجه‌گیری.

الف- معنی‌شناسی اصطلاحات

معنی‌شناسی (philology): معنی واژه عذاب، راغب اصفهانی می گوید: العذاب هو الایجاع

ادامه مطلب

ادعای مهدویت سید محمّد نوربخش (تحت تاثیر نظریات ابن عربی) – بخش دوم

٣. گذری اجمالی بر احوال ، آثار‌ و افکار‌ سید محمد نوربخش

سید محمد نوربخش (٧٩۵-٨۶٩ق )، از صوفیان شیعی مذهب سده نهم هجری و موسس‌ طریقت نوربخشیه است. نام کامل او‌ سید‌ محمد‌ بن عبدالله قطیفی لحصاوی قهستانی است و گاه موسوی خراسانی[۱] نیز خوانده میشود. درباره زندگی نوربخش در فاصلۀ سال‌ های‌ ٨٠٢-٨١٩ق اطلاعات دقیقی وجود ندارد. وی‌ در‌ جوانی‌ مدتی از محضر میر سید شریف جرجانی‌ (٧۴٠‌-٨١۶ق ) و ابن فهد حلی (٧۵٧-٨۴١ق ) بهره برد.[۲]

در دوران سلطنت شاهرخ تیموری‌ که‌ شهر هرات از بزرگ ترین‌ شهرهای‌ آسیای میانه‌ به‌ شمار‌ می آمد، نوربخش به دنبال کسب دانش‌ راهی‌ هرات شد و در آنجا به طریقۀ کبرویه پیوست و این به توصیۀ شیخ‌ ابراهیم‌ ختلانی بود که از جمله خلفای‌ خواجه اسحاق ختلانی (م ٨۶٩ق‌ ) به‌ شمار می آمد. نوربخش توصیۀ او‌ را‌ پذیرفت و به خانقاه خواجه اسحاق در ختلان[۳] نقل مکان کرد و به او دست‌ ارادت‌ داد. سپس به امر وی‌ به‌ ریاضت‌ پرداخت و به درجات‌ معنوی‌ رسید، و خرقۀ اجازت و ارشاد‌ را‌ خواجه به وی پوشانید و بر حسب خوابی که دیده بود، او را به نوربخش‌ ملقب‌ کرد.[۴] بر اساس گزارش نورالله شوشتری‌ (د ١٠١٩ق‌ ) و به تبع‌ او‌ اغلب‌ نویسندگان بعدی، ختلانی بر‌ اساس همان رویا اظهار کرد که نوربخش مهدی است و او را برانگیخت تا خود‌ را‌ امام و خلیفه بخواند و ادعای حکومت کند. سپس ختلانی با او بیعت کرد و مریدانش را نیز به همین کار امر نمود و همۀ آنها به جز سید عبدالله برزش آبادی (دح‌ ٨۵۶ق‌ ) اطاعت کردند. به روایت شوشتری، نوربخش تقاضا نمود تا شروع قیامش را به تأخیر اندازد، اما ختلانی نپذیرفت و گفت که هنگامۀ مأموریت الهی‌ برای‌ خروج و قیام فرا رسیده است‌ .[۵]

بنابر‌ گزارش ابن کربلایی، مسؤولیت این خروج و قیام برعهده شخص نوربخش بود. ابن ‌ ‌کربلایی تلویحا او را متهم می کند که از ضعف و پیری خواجه برای‌ پیشبرد‌ اهداف خود سوء استفاده‌ کرد‌ و خواجه نیز با هشدار مرید برجستۀ دیگرش، یعنی سید عبدالله برزش آبادی که با نوربخش مخالف بود، دست از این هواداری برداشت.[۶] سید عبدالله و هوادارانش در مقابل نوربخش شاخۀ دیگری‌ در‌ کبرویه به وجود آوردند که به ذهبیه شهرت یافت. به هر روی، در سال ٨٢۶ق ختلانی و نوربخش خانقاه ختلان را ترک کردند و همراه با پیروانشان در نزدیک قلعۀ کوه تیری‌ پناه‌ گرفتند، اما‌ پیش از آنکه بتوانند تدارکات نظامی خود را کامل کنند، مورد حمله قرار گرفتند و توسط بایزید، حاکم‌ تیموری آن ناحیه زندانی شدند. در پی این ماجرا، ختلانی به‌ رغم‌ کهولت‌ سن به همراه برادرش فورا کشته شد، اما تیموریان از کشتن نوربخش صرف نظر کردند و او را ‌‌در‌ غل و زنجیر به حضور شاهرخ در هرات فرستادند.[۷]

نوربخش پس از بازجویی، از‌ هرات‌ به‌

ادامه مطلب