پیشنهادی:

ابن عربی : ابوبکر صاحب سر پیامبر علیه السلام و شریک نبوت است و کسی ازاو برتر نیست!

ابن عربی : ابوبکر صاحب سرّ پیامبر علیه السلام و شریک نبوت است و کسی بر او برتری ندارد!

ابن عربی درباره ابوبکر می گوید: « … فلیس بین ابی بکر و رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم رجل لانه صاحبُ صدّیقیّه و صاحبُ سرّ . فهو من کونه صاحِبَ سرٍّ ، بین الصدّیقیّه و نبوّه التّشریع و یُشارکُ فیه ، فلا یَفضُلُ علیه مَن یشارکُهُ فیه بل هو مساوٍ له فی حقیقته فافهم ذلک.»[*]

بنابراین طبق اعتقاد ابن عربی بین ابوبکر و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم شخصی (حائل) نیست زیرا

ادامه مطلب

ابن عربی و ستایش عجیب متوکل عباسی: متوکل دارای خلافت باطنی و ظاهری است

ادّعای ابن عربی درباره مقرّب ترین اولیاء الهی (خلفای ظاهر و باطن) بعد از رسول­ خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم

طبق نظر ابن عربی : ابوبکر، عمر، عثمان و متوکل عباسی، هم واجد خلافت ظاهری بوده اند و هم واجد خلافت باطنی، یعنی دارای والاترین مقام ولایت و درجات معنویّت و معرفت و قرب حق تعالی؛ و این مقامات بعد از عثمان، به حضرت علی علیه السلام می رسد!

ابن عربی یک ناصبی را که به حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت می کرده، ولی و قطب زمان می داند. احوالات متوکل عباسی شراب‌خوار، بر هیچ‌کس پوشیده نیست‌؛ هتک حرمت مرقد مطهر امام حسین علیه السلام، جنایت در حق زائرین کربلا، شیعه کُشی و اهانت‌های بی‌شمار به امام هادی علیه السلام از جمله سوابق درخشان وی است!

متوکل چنان کار را بر شیعیان سخت گرفت، که علویات تمام لباس‌هایشان پاره و کهنه گشته بود و بجز یک لباس، دیگر لباس سالم و درستی نداشتند که در آن نماز بخوانند، لذا هنگام نماز نوبت به نوبت همان لباس را پوشیده و نماز می‌خواندند.

وی دلقکی داشت که مُخَنّث بود، او را دستور می‌داد تا امیرالمؤمنین علیه‌السلام را تمسخر نماید و او برای این‌کار مرتکب

ادامه مطلب

بیان شهید مطهّری درباره تحریف قرآن و تفسیر به رای آن توسط صوفیّه

بیان شهید مطهّری درباره تحریف قرآن توسط صوفیّه

همان گونه كه در روايات بسيارى آمده قرآن ظاهر و باطنى دارد و از بطونش كسى جز خدا اطلاع ندارد و براى آنكه نزول قرآن عبث نباشد و براى هدفى كه نازل گرديده كه هدايت مـردم است مفيد باشد تمام علم قرآن را به پيامبرش (صلی الله علیه و آله و سلم) تعليم داده و باز پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به همين دليل يعنى به خاطر بى فايده نماندن بطون قرآن و به خاطر هدايت مردم به هادى بعد از خود تمام علوم قرآن را تعليم داده و او به هادى بعدى تا روز قيامت كه بايد اين علوم را به يكديگر بسپارند تا بـه مـقـتضاى زمان هر يك از آنها پرده اى از چهره بطون قرآن بردارند .روایات ما توقيفى بودن منهج تفسيرى قرآن كريم را اثبات مى كند . روايات متواتره ايست كه بشر را از تفسير قرآن به راى نهى كرده و ما چند نمونه از آن احاديث را ذکر می کنیم :

امام صادق (علیه السلام) فرمود: كـسـى كـه قـرآن را بـه راى خـود تـفـسـيـر كند, اگر هم صحيح و مطابق با واقع تفسير كند, اجرى ندارد.

(تفسير عياشى جلد 1 صفحه 18 و بحارالانوارجلد92 صفحه)

و نيز فرمود: كـسـى كه درباره حقايق و معارف و معانى قرآن سخن به راى خود بگويد اگر درست هم گفته باشدخطا كرده است .

حضرت باقرالعلوم (علیه السلام) فرمود: چيزى دورتر از تفسير قرآن از عقول

ادامه مطلب

امروز خدشه در احادیث محکم، سهل تر از نقد برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است

مهدی نصیری : امروز خدشه در احادیث مسلم و محکم اهل بیت علیهم السلام بسی سهلتر از نقد آرای برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است!

بسیاری از دانش پژوهان اجازه تامل در آرای این بزرگان را به خود نمی دهند. امروز خدشه در احادیث مسلم و محکم اهل بیت علیهم السلام بسی سهلتر از نقد آرای برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است چرا که آن قدر هیمنه تبلیغی و جوی دارند که کمتر کسی جرات نزدیک شدن به آنان برای نقد و بازخوانی آرای آنها را دارد. و این ضایعه ای بزرگ برای علم و تحقیق و عقلانیت است.

مصاحبه ای با مهدی نصیری :

* در ایران معاصر سه جریان فکری مورد توجه قرار گرفته اند؛ یکی جریان مدرنها و غربگراهاست. جریان دوم، جریان سنتگراهاست با تمام شقوق و انفکاکاتی که دارد؛ از دکتر نصر می توان گستره اش را گرفت تا داخل ایران و جریاناتی در قم. برخی، جریاناتی مثل حدیثگراها را هم داخل در این گروه می دانند. جریان سومی هم وجود دارد که در ایران به جریان تفکیک معروف شده است. اولا آیا شما قائل به این سه جریان هستید و این آسیب شناسی را قبول دارید؟

تقسیم بندی ها چه در مباحث سیاسی و چه در مباحث معرفتی و عقیدتی، اغلب دقیق نیست. گاهی غلط انداز هم است. در مورد این تقسیم بندی که شما گفتید، می شود عنوانی به نام سنتگرایی

ادامه مطلب

تذکر «آیت الله مکارم شیرازی» به صدا و سیما درباره ی ذکر “یا طیهار یا طیهور” !

تذکر «آیت الله مکارم شیرازی» به صدا و سیما درباره ی ذکر “یا طیهار یا طیهور” !

پس از آنکه در یکی از برنامه‏های تلویزیون صفاتی مانند “طیهور” و “طیهار” به خداوند نسبت داده‌ و گفتن آن به بینندگان توصیه شد «آیت الله مکارم شیرازی» به صدا و سیما تذکراتی داد؛

در شب بیست‌ و دوم رمضان امسال در برنامه این شبها، مهندس مهدی طیب * برای شب قدر سوم ذکر ” یا طُهر یا طاهِر یا طُهور یا طَیهور یا طَیهار” را توصیه کرد با شرایط و عدد خاص.

در ۲۰:۳۰ با پخش تصویر و صدای آقای طیب به مردم هشدار داده شد مراقب باشند.مجدد مهندس مهدی طیب بر صحت کار خود تاکید کرد و استناداتش را ذکر کرد. و در برنامه مذکور مستندات قرائت شد.

و متأسفانه مجری و مهندس مهدی طیب دوباره بر این سخنان تأکید کردند و این کلمات را برگرفته از کتاب‌های یکی از علمای معاصر دانستند. آنچه در پی می‏آید نوشته یکی از خوانندگان ابنا در این باب است:

می‏دانیم که استعمالات شارع مقدس به زبان عربی فصیح و مبین، و به همان زبانی بوده که مردم به آن تکلم می‏کردند؛ لذا الفاظ “طیهور” و “طیهار” اولاً باید در کلام عرب دیده شده باشد؛ و ثانیاً باید در روایات ائمه اطهار(ع) ـ و نه در سخنان غیر معصومان ـ آمده باشد.

ذکر یا طیهار یا طیهور در کلام معصومان
با این مقدمه، نگارنده تقریبا تمام کتب لغت و همچنین کتب صرفی و نحوی را جستجو کردم

ادامه مطلب

مهدی نصیری : رابطه ی فلسفه و نبوت – نسبت‌ فلاسفه يونان‌ با نبوت‌ و ديانت‌

مهدی نصیری : رابطه ی فلسفه و نبوت
عقل‌ فلسفي‌، عقل‌ مستكفي‌ بالذات‌ بوده‌ و بر اين‌ باور است‌ كه‌ مي‌تواند مستقل‌ از هر منبع‌ ديگر، با اتّصال‌ به‌ عقل‌ فعّال‌، به‌ كمال‌ و سعادت‌ دنيوي‌ و اخروي‌ نائل‌ شود. بديهي‌ است‌ در چنين‌ تلقي‌اي‌ از عقل‌، ضرورتي‌ براي‌ نبوت‌ و ارسال‌ رسُل‌ از جانب‌ خداوند باقي‌ نمي‌ماند.
اما آيا همه فلاسفه‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ منطقي‌ اعتقاد خود در باب‌ خودكفايي‌ و استقلال‌ عقل‌ تن‌ مي‌دهند و به‌ نفي‌ و انكار نبوت‌ مي‌پردازند؟ البته‌ چنين‌ نيست‌، چرا كه‌ نه‌ محيط‌ ديانت‌ (پس‌ از ورود فلسفه‌ از يونان‌ به‌ جهان‌ اسلام‌) چنين‌ امري‌ را بر مي‌تابيد و نه‌ مسلماناني‌ كه‌ براي‌ فلسفه‌ آغوش‌ گشودند، از چنان‌ اعتقاد و علقه ضعيف‌ ديني‌ برخوردار بودند كه‌ به‌ انكار نبوت‌ بپردازند؛ اما با اين‌ وجود، در تبيين‌ مسأله‌ نبوت‌ توسط‌ فلاسفه‌، نظرگاه‌هاي‌ غريب‌ و شگفت‌آوري‌ وجود دارد كه‌ ذيلاً به‌ آن‌ها اشاره‌ خواهيم‌ نمود:
نسبت‌ فلاسفه يونان‌ با نبوت‌ و ديانت‌
تا آنجا كه‌ از متون‌ تاريخي‌ بر مي‌آيد، هيچ‌ سند قابل‌ اعتنايي‌ در باب‌ متدين‌ بودن‌ فلاسفه‌ متقدّم‌ چون‌ سقراط‌ و ارسطو و افلاطون‌ به‌ يكي از اديان‌ و شرايع‌ الهي‌ وجود ندارد (1) و بلكه‌ شواهدي‌ برخلاف‌ آن‌ بعضا نقل‌ شده‌ است‌:
1ـ ارسطو اگرچه‌ از خدا سخن‌ مي‌گويد، اما خداي‌ ارسطو شباهت‌ چنداني‌ با خداي‌ اديان‌ الهي‌ ندارد. شهید مطهری می گوید: «ارسطو جز به‌ عنوان‌ محرك‌ اول‌، از خدا تصوري‌ ندارد.» (2)
«به‌ نظر ارسطو، تنها فعل‌ خدا، تعقل‌ در

ادامه مطلب

ابن عربی: از معرفت امام زمان رویگردان هستم و از خدا آن را نخواسته ام!

ابن عربی و معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه

ابن عربی ادعا می‏کند که از خدا نخواسته است که امام زمانش را بشناسد و میگوید که از معرفت امام زمانش روی گردان بوده است! که مبادا برای لحظاتی از معرفت خدا و مقامات شهود خود بی بهره! بماند، و وقتش را در طلب امام زمانش ضایع! کند:

«فاعلم أنی علی الشک من مده إقامه هذا المهدی إماما فی هذه الدنیا

ادامه مطلب

نقد ابن عربی – ابن عربی خود را از پیامبر و امام زمان افضل و داناتر میداند!

برتری خاتم اولیاء بر پیامبر و امام زمان (علیهما السلام)

شیخ اکبر عارفان، محیی الدین ابن عربی آندلسی خودش را از مصادیق ختم ولایت می داند¹. او همچنین صریحا خاتم الاولیاء را از جهتی افضل و اعلی و بلند مرتبه تر از خاتم انبیا صلی الله علیه و آله و سلم می ‏داند و می‏ گوید:

«وإن کان خاتم الأولیاء تابعا فی الحکم لما جاء به خاتم الرسل من التشریع، فذلک لا یقدح فی مقامه ولا یناقض ما ذهبنا إلیه، فإنّه من وجه یکون أنزل، کما أنّه من وجه یکون أعلی». (فصوص الحکم، ۶۲).

ترجمه : اگر چه خاتم اولیاء تابع احکام و شریعت خاتم الانبیاء است اما این تبعیت ضرری

ادامه مطلب

ابن عربی و خطای حضرت نوح| قوم نوح در دریای علم الهی غرق و فانی فی الله شدند!

ابن عربی : حضرت نوح در دعوت امت خود دچار خطا شد!

ابن عربی در فُصُوص، فصّ نوحیّه، ادّعا می کند که حضرت نوح علیه السّلام در دعوت امّت خود خطا کرد و قوم او غرق دریای علم و معرفت گردیدند­. [۱]

خلاصه اظهارات ابن عربی چنین است:

حضرت نوح علیه السّلام در مورد دعوت امت

ادامه مطلب

دفاع ابن عربی از فرعون | ابن عربی: فرعون طاهر و مطهر از دنیا رفت!

دیدگاه ابن عربی درباره ایمان، توبه و طهارت فرعون

ابن­ عربی در فصوص الحکم و فتوحات مکّیه در مقام دفاع از فرعون و توجیه دعاوی او برآمده و ادّعا نموده که فرعون قبل از مشاهده آثار مرگ ، ایمان آورد و از هنگام ایمان آوردن تا زمان مرگ ، به گناهی آلوده نشد و لذا طاهر و مطهّر از دنیا رفت .

ابن عربی در فصوص الحکم می نویسد:

«فَقَبَضَهُ طاهِراً مُطَهَّراً لَیسَ فیهِ شَیئٌ مِنَ الخُبثِ لِاَنَّهُ قَبَضَهُ عِندَ ایمانِهِ قَبلَ اَن یَکتَسِبَ شَیئاَ مِنَ الاثامِ.» [۱]

«پس خداوند او را قبض کرد طاهر و مطّهر بدون آنکه در وی پلیدی و خُبثی باشد . زیرا که او را هنگام ایمانش قبض کرد قبل از آنکه به گناهان آلوده گردد و چیزی از آثام و گناهان کسب کند.»

و در فتوحات در مورد آیه ( فَقالَ اَنَا رَبُّکُمُ الاَعلی ) ادّعا نموده که

ادامه مطلب