پیشنهادی:

ادعای پس گرفتن فتوای آیت الله مکارم تکذیب شد

چندی پیش در شماره ی اول فصلنامه ی سمات آقای غرویان قضیه ای را تعریف کردند و گفتند که علامه حسن زاده ، آیت الله مکارم را متقاعد به پس گرفتن فتوای خود درباره ی وحدت وجود کرده است!

ادعای آقای محسن غرویان که در مجله سمات، شماره اول، صفحه ۹۰ ، آمده بود :

…. سمات: اتفاق فقهای شیعه و سنی بر کفر حلاج بود و بر اساس برخی از روایات، توقیعی از ناحیه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بر لعن حلاج صادر شد. می‌خواهم بگویم که این مَشی فقهای ما بوده است.

غرویان : شما به همه فقها این نسبت را ندهید.
سمات: عموم فقها چنین برخوردی داشته اند.
غرویان : عموم فقها هم درست نیست بگوییم. شهرت هم ندارد.
سمات: بسیاری از فقهای کنونی هم اگر وحدت وجود را از آنها استفتا کنید، همین را می‌گویند.
غرویان : خیر حضرت آیت الله مکارم حکم کفر را برای قائلین به وحدت وجود در رساله شان آورده بودند. وقتی آقای حسن‌ زاده شنیدند و برای ایشان توضیح دادند که وحدت وجود این است، آقای مکارم دستور دادند و آن مسأله را از رساله خود برداشتند. پس الان هم فقهایی هستند که بعد از تبیین و توجیه مسأله، دیگر فتوای به کفر نمی‌دهند… . ( لینک گفتگوی کامل آقای غرویان با فصلنامه ی سمات : اینجا کلیک کنید )

در همین باره استفتائی از ایشان صورت گرفته که متن آن به شرح زیر است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم حضرت آیت الله مکارم شیرازی دامت برکاته

برخی ادعا می‌کنند:

«حضرت آیت الله مکارم حکم کفر را برای قائلین به وحدت وجود در رساله‌شان آورده بودند، وقتی آقای حسن‌زاده شنیدند و برای ایشان توضیح دادند که وحدت وجود این است، آقای مکارم دستور دادند و آن مسأله را از رساله خود برداشتند، پس الان هم فقهایی هستند که بعد از تبیین و توجیه مسأله، دیگر فتوای به کفر نمی‌دهند».

نظر شریف در مورد نسبت فوق چیست؟

ادامه مطلب

مهدی نصیری : غالب روحانیون شیعه مخالف فلسفه بوده‌اند

مهدی نصیری : غالب روحانیون شیعه مخالف فلسفه بوده‌اند

سوالات پرسیده شده از جناب آقای مهدی نصیری :

* چه شد این سئوال در ذهن شما شکل گرفت که آیا فلسفه نسبتی با اسلام دارد یا خیر؟

* آیا می توان کتاب شما را (فلسفه از منظر قرآن و عترت) را کتابی در حوزه مکتب تفکیک تلقی کرد؟

* آیا در حین نوشتن کتاب «فلسفه از منظر قرآن و عترت»، با هیچکدام از علما (اعم از فلسفه دانها و فقها) در مورد مفاد کتابتان مشورتی داشته اید و نظر آنها را جویا شده اید؟

* یکی از سئوالاتی که با مطالعه کتابهای شما، مخصوصا آخری در ذهن خواننده ممکن است ایجاد شود این است که آیا دیدگاه شما با اخباریها یکی نیست؟

* موضع تان را در مورد اینکه برای اجتهاد تا چه حد میدان مانور قائل هستید مشخص نکردید.

* بالاخره در باره تحولات زمانه و مقتضیات زمان چه باید کرد؟

* قبول کنید که برای یک بچه حزب اللهی که از بچگی در بیان فضائل امام به او گفته اند که امام درفضای ضدفلسفه قم (دهه های 1320 و 1330) این مرزبندی را با متحجران داشتند که فلسفه تدریس می کردند و برخی مخالفانشان، ایشان را به خاطر تدریس فلسفه تکفیر می کردند، قدری پذیرفتن این مباحث ثقیل باشد . مثلا زیاد شنیده ایم، کوزه ای که حاج آقا مصطفی خمینی از آن آب خورده بود را به خاطر تدریس فلسفه توسط پدرش، نجس می دانستند. با توجه به شخصیت والای امام از یکسو و تعلق خاطر جنابعالی به ایشان، ضدیت شما با فلسفه یک مقدار توجیه ناپذیر است.

* البته توجه داریم که مدت بسیار کوتاهی از انتشار کتاب می گذرد، اما آیا در همین مدت کوتاه، انتشار کتاب بازتاب خاصی داشته است؟

* یک سئوال هم در مورد کتاب «اسلام و تجدد» بپرسم. در این کتاب، تکنولوژی را تماما رد می کنید و قائل به گزینش و غربال نیستید. از طرف دیگر، ترک زندگی تکنولوژیک، برای فردی که کتاب شما را خوانده و قانع شده که تکنولوژی بد است، خیلی مشکل است. شما بارها در جواب این مسئله گفته اید، همین که فرد بداند استفاده از تکنولوژی، مطلوب نیست و اضطرارا از تکنولوژی استفاده می کند کافی است. اما به هرحال خواننده ای که این کتاب را خوانده می خواهد بداند برای این اعتقاد چه کار باید بکند و چه می تواند بکند؟ آیا اتوموبیل سوار نشود؟ شهر را ول کند و به یک زندگی روستایی بدون تکنولوژی پناه ببرد؟ چه عملی از دست او برمی آید؟

مهدی نصیری، متولد 1342، پس از ترک کردن نسبی فعالیت مطبوعاتی در سال 1378، به حوزه تحصیل و تحقیق در علوم دینی بازگشت که حاصل آن، دو کتاب «جایگاه اجتماعی زن در اسلام» و «اسلام و تجدد» است. او با نوشتن این دو کتاب نشان داد به شعار همیشگی اش، یعنی «استقلال فکری از مشهورات و مسلمات زمانه»، پایبند است و از انگ خوردن به خاطر بیان نظراتش ابایی ندارد. به تازگی کتاب دیگری از او به نام «فلسفه از منظر قرآن و عترت» منتشر شده است که محصول همین خصلت و خلق و خوی نصیری است

* چه شد این سئوال در ذهن شما شکل گرفت که آیا فلسفه نسبتی با اسلام دارد یا خیر؟
مرحوم پدرم، آیت الله نصیری، از تحصیل کردگان حوزه نجف و تحت تاثیر

ادامه مطلب

انحرافات مولوی،نقد مولوی – سماع ۴ | گروه ارکستر و کنسرت مولوی

گروه ارکستر و کنسرت مولوی

مولوی برای بساط سماع – و به قول “لویی ماسینیون” کنسرت روحانی- خود یک “ارکستر” * کامل تشکیل داده بود تا بتواند اشتهای جوشان خویش را اشباع کند.

“خوانندگان” ، “نوازندگان” ، از “طبّالان” (طبل زنان) ، “دفّافان” (دایره زنان) ، نی نوازان – به اضافه ی مریدانِ هم سماع و پر حرارات – همه دست به دست هم می دادند و بزم عرفانی مولوی را هر چه بیشتر داغ می کردند!

نام تعدادی از اعضای ارکستر مولوی در تاریخ زندگانی وی – بویژه در کتاب مناقب العارفین – بصورت پراکنده آمده است.

“شرف الدین عثمان” :خواننده و نوازنده ، که مناقب العارفین مهارت او را در حدّ “عبدالمومن” موسیقی دان معرفی میکند و می گوید:

“…ندیم خاص حضرت (مولانا) بود و انگشت نمای جهان ، و ملوک زمانِ مَرَدَه (مریدان) ، صحبت (همنشین) او بودند.” (مناقب العارفین ۴۸۶ ، رساله سپهسالار ، تعلیقات ۳۴۱).

(عبدالمومن موسیقی دان یکی از موسیقی دانان مشهور و صاحب نظر و دارای تالیف در فن موسیقی است.وی در قرن هفتم میزیسته است.)

در دیوان شمس آمده است :

آمد عثمان شهاب دین هین

ادامه مطلب

انحرافات مولوی،نقد مولوی – سماع ۳ | رقص و سماع عریان

رقص و سماع عریان مولوی

سماع در تاریخ تصوف سابقه ی چندصد ساله داشت اما مولوی چنان مجالسی از ساز و آواز و پای بازی در قونیه برپا می کرد که تاریخ صوفی گری کمتر به یاد داشت! ۱۷

انرژی جنبشی و میلِ شدید او نسبت به سماع ، برخی صوفیان و هم مسلکان وی را نیز به سماع وا میداشت! حتی دست آموزان و مریدان وی از همراهی با او عاجز می ماندند!

نوازندگان و خوانندگان – همه ی کثرت و تعدد آنها – از نفس می افتادند ۱۸، اما مولوی همچنان میچرخیدند!

مولوی در سماع از استاد خویش “شمس تبریزی” نیز پیشی گرفته بود.یک روز و دو روز و بیش تر و – به تعبیرهای اغراق آمیز افلاکی – گاهی تا یک هفته ۱۹ و یک ماه ۲۰ سماع مولوی ادامه میافت.

آوازه خوانیِ تنها(همراه با رقص) ، مولوی را راضی نمی کرد، “طبل” ۲۱ ، “نی” ۲۲ ،دایره”،بویژه “رباب” (شبیه طنبور) باید ، تا مرغِ جان وی در آسمان تصوف و عرفان به پرواز درآید. او مرده و کشته ی “رباب” ۲۳ بود ، برای آن شعر میگفت و غزل می سرایید ، تعظیم و تقدیسش میکرد ، با آنان که به رباب بی حرمتی میکردند ستیزه و تندی میکرد. ۲۴

چنان در سماع و چرخ و رقص غرق میشد که گاهی “تنها لباسِ او” ار بدنش بیرون می آمد و

ادامه مطلب

حضرت آیت الله وحید خراسانی: عمرمان تمام شد اما قرآن را نشناخته‌ایم.

حضرت آیت الله وحید خراسانی: عمرمان تمام شد اما قرآن را نشناخته‌ایم.

حضرت آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی با بیان اینکه قرآن کریم تجلی رب برای خلق است گفت: ما عمرمان را تمام کرده ایم ولی قرآن را نشناخته ایم و آنچه برای ما قابل دستیابی است تنها رسیدن به شعاعی از این کتاب آسمانی است.
حضرت آیت الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید در درس تفسیر خود که روزهای چهارشنبه با حضور گسترده طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار می شود با بیان اینکه قرآن ناشناخته است و ما آن را نشناخته ایم ابراز داشت: درک عمیق مطالب قرآن کریم برای ما میسر نیست، آن چه برای ما قابل دستیابی است تنها شعاعی از قرآن است نه همه آن.
وی تصریح کرد: ما عمرمان را تمام کرده ایم ولی قرآن را نشناخته ایم، این چنین مخلوقی تحمل این را داشت که بار این وحی را به دوش بکشد، اهل دقت و نظر باید روی این مطالب دقیق و لطائف و ظرائف قرآن دقت کرده و روی آن کار کنند.
حضرت آیت الله وحید خراسانی تصریح کرد: این مطالب عقل انسان را مبهوت می کند، تمام ملائک و فرشتگان آسمان ها مطیع امین هستند، مطاع تنها یک نفر است و آن حضرتِ

ادامه مطلب

انحرافات مولوی،نقد مولوی – سماع ۲ |حرص در سماع

مولوی و سماع ۲ – حرص مولوی بر سماع

مولوی به گواه تاریخ یکی از شخصیتهای افراطی و پر حرص در عرصه ی سماع است. یکی از نویسندگان علاقه مند به مولوی مینویسد :

مولانا عاشق سماع و رقص بوده و آهنگهایی که (مطربان و نوازندگان) هنگام سماع (برای وی) مینواخته اند غالبا شاد و شفاف و پرجنبش و پویا بوده است.۱

مکتب و طریقه ی مولوی در تاریخ تصوف و عرفان نیز به عنوان مکتب “وجد و سماع و عشق و ترانه” شناخته شده است.

وی در این راه از هر فرصت و موقعیتی برای برپایی بساط سماع

ادامه مطلب

مکتب وحدت وجود از منظر علامه محمد تقی جعفری

مکتب وحدت وجود از منظر علامه محمد تقی جعفری

مرحوم علامه محمد تقی جعفری علی رغم اینکه با مشرب فلسفی و عرفانی نقاط مشترک و همسویی دارد اما در برابر مهمترین دستاورد فلسفه و عرفان یعنی وحدت وجود و وحدت موجود سخت موضع گرفته و راه خود را از فلسفه و عرفان جدا کرده و در قامت یک عالم و متکلم شیعی ظاهر می شود.

وی در کتاب مبدأ اعلی می نویسد:

« غرب هم مدتی از عصر ایمانی و علمی خود را با این مکتب طی میکرد ولی بالاخره بیدار شد.

این مکتب تاریک وحدت کانـــبیا دورنــد از آن ***** بر قول مستان می اش افهام مسـتورند از آن….

مکتب وحدت موجود با روش انبیاء و سفراء حقیقی مبدأ اعلی تقریبا دو جاده مخالف بوده و به هم دیگر مربوط نیستند. زیرا انبیاء همگی و دائما بر خدای واحد ماورای سنخ این موجودات مادی و صوری تبلیغ و دعوت کرده اند و معبود را غیر از عابد تشخیص و خالق را غیر از مخلوق بیان کرده اند.

ما بعضی دیگر از خواص این مکتب را اختصاراً مورد بحث قرار میدهیم:

1) از خواص این مکتب

ادامه مطلب

انحرافات مولوی،نقد مولوی – سماع ۱ |برتری سماع از نماز!

مولوی و سماع ۱ – مولوی: سماع برتر و بالاتر از نماز است!

برخی از بزرگان صوفیه به شدت شیفته سماع بوده و آنرا یکی از برترین اعمال یا حتی بهترین عمل نزد خداوند می دانند. مولوی، شمس تبریزی، فخرالدین عراقی، اوحد الدین کرمانی و روزبهانی بغلی شیرازی از این دسته اند.

مولوی می گوید: پس غذای عاشقان باشد سماع #### که در او باشد خیال اجتماع

وی حتی سماع را برتر از نماز میداند. افلاکی در مناقب العارفین می نویسد:

روزی در حضور مولانا رباب

ادامه مطلب

پنجمین شماره فصلنامه معرفتی اعتقادی سمات با مدیر مسئولی مهدی نصیری منتشر شد.

پنجمین شماره فصلنامه معرفتی اعتقادی سمات با مدیر مسئولی مهدی نصیری منتشر شد.
در پنجمین شماره سمات مطالب زیر آمده است:
* اول دفتر
– فلسفه یونان یا کلام عقلانی شیعه؟ / مدیر مسئول
* مقالات
– پاسخی به اتهام تصوف و صوفی گری به شیعه / تحریریه سمات
– دفاع از بخش پایانی دعای عرفه/ مهدی حسینیان
– غول یک چشم علوم انسانی/ مرتضی رضوی
* گفتگو
– معرفت فطری خداوند در مناظره برنجکار ـ میلانی
– ابن عربی اعجوبه ای در اوج یا حضیض؟/ سومین بخش گفتگوی سمات با دکتر غفاری
* نقد مشهورات
– نظریه سیر تدریجی پیشرفت تاریخ، مقبول ترین دروغ روزگار ما/ مهدی نصیری
* دفتر ويژه ( وحدت وجود)
– رد بر حدت وجود/ میرزای قمی
– توحید یا وحدت وجود؟/ حسن میلانی
– مکتب وحدت وجود از منظر علامه محمد تقی جعفری
* مقالات وارده
– نگرشی بر انظار تفکیکیان / حمید نیک فکر
– قواعد پنهان یک تمدن/ سید رضا حسینی
– نقدی بر کتاب دین و زندگی/ عباس شاه منصوری
* آخر دفتر
– احتجاج امام صادق علیه السلام با صوفیان
■ تلفن اشتراک سمات

مولوی و واجب بودن سماع و موسیقی و رقص و پایکوبی همچون نماز!

مولوی ، دلداده سماع و آواز و موسیقی خانقاه، و شوریده رقص و پایکوبی!

سران عرفان صوفیانه، مجلس شعر و سماع و رقص و موسیقی و اختلاط زن و مرد را بر مجلس زهد و تقوی و عقل و عدل و قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ترجیح می دهند!

کتاب “سماع درویشان در تربت مولانا” درباره مولوی می نویسد:

مولانا در عقاید و افکار و تعلیمات خود به سه عنصر علم‏ الجمال تکیه کرده بود: عشق، موسیقى، سماع. و در تمام آثار خود از موسیقی به عنوان یک “هنر متعالى” یاد مى‏ کند، او هم معتقد بود که: آنجا که سخن باز مى‏ ماند، موسیقی آغاز مى‏ شود، زبان موسیقی زبان جهانی است و زبان عاشقان است.[۱]

به روایت “افلاکى” در “مناقب العارفین” در باب “علاقه‏ ی مولوی به نی و رباب”[۲] ذکر شده که مولوی، قونیه را از نوای موسیقی پر کرده بود. حتی در حال وضو گرفتن نیز

ادامه مطلب