پیشنهادی:

رویکرد سران صوفیه درباره غدیر خم

مدیر سایت
18

واقعه غدیر از مهم‌ترین وقایع تاریخ اسلام و از ادله امامت اهل بیت علیهم السلام است که در آن، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هنگام بازگشت از حجة الوداع در ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم قمری بنا به دستور حق تعالی در آیه تبلیغ،[1] امام علی علیه السلام را جانشین خود در تمام امور معرفی نموده و حاضران با ایشان بیعت کردند. پس از واقعه غدیر آیه اکمال نازل شد: «امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم.»[2] اما صوفیان در برخورد با غدیر رویکردهای متفاوتی اتخاذ کردند.

صوفیان در مواجه با واقعه غدیر سه رویکرد متفاوت را اتخاذ کردند:

قسم اول) عدم اشاره به غدیر

دسته اول اساسا یادی از واقعه و حدیث غدیر نکرده اند.

سلمی، سراج طوسی، هجویری، قشیری، ابوطالب مکی

پنج شخصیت مهم از نویسندگان متقدم صوفیه یعنی سراج طوسی در اللمع (378ق)، ابوطالب مکی (386ق) در قوت القلوب[3] عبد الرحمن سلمی (412ق) در آثار متعددش، ابوالقاسم قشیری (465ق) در رساله قشیریه، ابوالحسن هجویری (465ق) در کشف المحجوب[4] کوچک ترین اشاره ای به حدیث غدیر نمی کنند و برخی از آنها هنگام نقل آیات مربوط به غدیر مثل آیه اکمال دین، شأن نزول آن را روز بعثت یا روز عرفه می دانند.[5]

روزبهان بقلی و عین القضات همدانی

روزبهان بقلی (606ق) صاحب تفسیر عرائس البیان، اشاره ای به حدیث غدیر نمی کند اما ذیل آیه اکمال دین که در روز غدیر و به مناسبت اعلان خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام وارد شده است می گوید این آیه، اشاره به روز بعثت رسول خدا صلی الله علیه وآله دارد. او حتی از امام صادق علیه السلام نقل می کند: «و قال جعفر بن محمد عليهما السلام : الْيَوْمَ‏ إشارة إلى يوم بعث محمد- صلى اللّه عليه و آله و سلم- و يوم رسالته.»[6]

عین القضات همدانی (525ق) نیز در کتاب تمهیدات این آیه را ذکر کرده و اشاره ای به ماجرای غدیر نمی کند.[7]

محمد غزالی

ابوحامد محمد غزالی (505ق) در کتاب احیاء علوم دین حدیث غدیر را نقل نمی کند اما آیه اکمال دین را آورده و شأن نزول آن را روز عرفه و روز جمعه می داند.[8]

محی الدین ابن عربی

ابن عربی (638ق) در هیچ کدام از آثار خود به واقعه و حدیث غدیر اشاره نمی کند. او ماجرای حجة الوداع و خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله را می آورد و آن را به گونه محرف و ناقص نقل می کند تا کوچک ترین اشاره ای به ماجرای خلافت و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام در آن دیده نشود.[9]

در کتاب فصوص الحکم، در نقض صریح اعلان ولایت حضرت علی علیه السلام در واقعه غدیر چنین می گوید :

«و لهذا مات رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم و ما نص بخلافة عنه إلى أحد.» [10]

رسول خدا صلی الله علیه و (آله) وسلم از دنیا رفت و هیچ کس را به جانشینی و خلافت خود تعیین نکرد.

قسم دوم) رد نظر شیعه

دسته دوم حدیث غدیر را نقل کردند و مانند دیگر سران اهل سنت، ولی را به معنای «قرب و محبت» دانسته و تلاش کردند دیدگاه شیعه در این زمینه را نقد و رد کنند.

حکیم ترمذی

حکیم ترمذی (متوفی 320ق ) در رساله رد الروافض حدیث غدیر را آورده و می گوید واژه “ولی” به معنای دوست داشتن و محبت است و رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم مردم را به محبت حضرت علی علیه السلام فراخواند زیرا به دشمنی های آیندگان با او علم داشت.

ترمذی همچنین می گوید اگر رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم همان ولایت خویش را برای حضرت علی علیه السلام قرار داده بود، ایشان هیچ گاه امر تعیین خلیفه را به عبد الرحمن عوف نمی سپرد سپس با کنایه می گوید: «فعلی راض بما رزقه الله تعالی من فضل الاسلام.» او به آنچه خدا رزقش کرده بود راضی است. [11]

این درحالیست که همگان می دانند شورای انتخاب خلیفه سوم، به دستور خلیفه دوم برپا شد و حضرت علی علیه السلام مخالفت خود را با حکم نهایی این شوری فریاد زدند.

رشید الدین میبدی

رشید الدین میبدی (530ق) در کتاب کشف الاسرار حدیث غدیر را ذکر می کند اما معنای ولی را محبت و دوستی می گیرد و تاکید دارد که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برای جلوگیری از نزاع و دشمنی صحابه با آن حضرت چنین گفت.

میبدی آورده است :

«من كنت مولاه فعلىّ مولاه، ميگويد: هر كه مرا در دين و اعتقاد با وى پيوند است و دوستى، على را با وى پيوند است و دوستى، و اين شرف و فضل على (ع) را گفت.»[12]

ابونعیم اصفهانی

ابونعیم اصفهانی (430ق) در کتاب حلیة الاولیاء چند حدیث مرتبط با غدیر نقل می کند اما آنها را غریب معرفی می کند.[13]

قسم سوم) ولایت نوعیه و عرفانی

دسته سوم واقعه و حدیث غدیر را نقل کرده و پذیرفتند، اما معنای «ولی و ولایت» را ضیق کرده و آن را صرفا ناظر به امور باطنی/عرفانی دانستند (نه به معنای اولی بالتصرف بودن) تا با نوعی و اکتسابی دانستن ولایت و ادعای اتصال سلسله خود به حضرت علی علیه السلام، برای خویش همین مقام را برشمارند.

مولوی

جلال الدین محمد بلخی به حدیث غدیر اشاره می کند :

زين سبب پيغمبر با اجتهاد**** نام خود و آن على مولا نهاد

گفت هر كاو را منم مولا و دوست**** ابن عم من على مولاى اوست‏[14]

اما با توجه به دیگر اشعار و کلمات مولوی، می دانیم که ولایت از نگاه او، همان ولایت نوعی/عرفانی است که هرکس می تواند با سیر و سلوک آن را کسب کند. لذا در جای دیگر می گوید:

پس امام حى قايم آن ولى است****خواه از نسل عمر خواه از على است‏

مهدى و هادى وى است اى راه جو****هم نهان و هم نشسته پيش رو[15]

علاء الدوله سمنانی و سید علی همدانی

غالب صوفیان کبرویه و ذهبیه مثل سید علی همدانی (783ق)[16] و علاء الدوله سمنانی (736ق)، حدیث غدیر را نقل کردند اما گفتند این ولایت صرفا جنبه عرفانی/باطنی یا معنوی دارد. این مقام هیچ گاه ختم نشده است و بعد از حضرت علی، به اقطاب سلسله آنها رسیده است.

سمنانی می نویسد:

«و شيخ ما و مشايخ ما در هر سه شعبه جعفرى و حسنى و كميلى على است … قد نص فى حق على فى غدير خم على ملا من المهاجرين و الانصار اذا نزل يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ. [5/ 67] و اخذ بيد على رافعا صوته بقوله: من كنت مولاه فعلى مولاه إ  248-، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. ثم نزل بعد هذا التبليغ: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً.»[17]

سلسله نعمت اللهیه

مشایخ فرقه نعمت اللهیه با استناد به آیه اکمال دین (که شأن نزول آن پس از ابلاغ ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم است) ولایت نوعیه عرفانی، حق تعیین وصی و لزوم اخذ بیعت از مرید و غیره را برای خودشان هم ادعا کرده اند. [18]

ملاسلطان در حکم قطبیت فرزندش می نویسد:

«پوشيده نماند كه چون هريك از اوليای عظام را در زمان حیات و بعد از ممات، خلفا و نوّاب لازم است كه رشته دعوت منقطع نشود، بلكه در بقاع ارض و در جمله‌ ازمان حکمِ یا أیها الرّسول بلّغ ما اُنزل إلیک … جاری باشد.»[19]

هبة الله جذبی، پدر قطب فعلی سلسله نعمت اللهیه گنابادی، با استناد به ماجرای غدیر می گوید ولایت، امری شخصی نیست بلکه نوعی است و رشته ولایت در هر زمان ادامه دارد:

«در غدیر خم … از جانب حق ندا رسید که اصل دین و کمال ایمان که نصب کردن خلیفه است باقی است… و فرمود که این، شخصی نیست بلکه هر زمانی هادی خواهد و برای هر بزرگی وصی ئی باید و بعد از او، اوصیاء او، ائمه مسلمین و مطاع مومنین اند… این امر وصایت و اتصال رشته هدایت بعد از آن حضرت در میانه ائمه اثنی عشر اصالتا و مشایخ این بزرگواران نیابتا مجری بوده و تا ابد الآباد خواهد بود … تصدی امر خلافت و نمايندگي حق بايد با اجازه و نص خلیفه قبل كه به واسطه يا بدون واسطه به علي بن ابي طالب منتهي ميشود صورت گیرد و اولیاء و مجازین در زمان غیبت هم باید دارای نص و اجازه مسلسل باشند.»[20]

منبع: ویکی تصوف – مدخل غدیر خم در تصوف


[1] مائدة :  67

يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين‏

[2] مائدة :  3

حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في‏ مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم‏

[3]ابوطالب مکی، قوت القلوب فى معاملة المحبوب، ج‏1، ص: 377

[4]هجویری، كشف المحجوب، متن، ص: 485

[5]سلمی، مجموعة آثار السلمى، تفسير امام جعفر الصادق(ع)(مجموعة آثار السلمى)، ج‏1، ص 28

[6]روزبهان بقلی، تفسير عرائس البيان فى حقائق القرآن، ج‏1، ص: 298

[7]عین القضات همدانی، تمهيدات، متن، ص: 58

[8]غزالی، إحياء علوم الدين، ج‏3، ص: 441

[9] ابن عربی از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کند:

«همانطور که شما را بر توحید شاهد گرفتم، شما را شاهد می گیرم بر ایمان به کسی که خداوند او را برگزید، پیامبری که خدا او را بشیر و نذیر قرار داده و به سوی تمام مردم فرستاد و دعوت کننده ای به سوی خدا با إذن او و سراج منیر. و پیامبر نیز هر چه را از سوی خداوند نازل شده بود، ابلاغ کرد و امانت را به مردم رساند و برای امت خیرخواهی نمود. و پیامبر همان پیامبری است که در حجةالوداع ایستاد بر تمام کسانی که از پیروانش بودند و برای ایشان خطبه خواند و به مردم تذکر داد و ایشان را بیم داد و بشارت داد و باران بارید و رعد زد (کنایه از اینکه در آن هم بشارت و هم تخفیف بود) هیچ کسی را نیز استثناء ننمود، با اذن الهی و بعد به مردم گفت: آیا من به شما رساندم ؟ گفتند: بلی رساندید یا رسول الله»

ابن عربی، الفتوحات المکیة، ج1، ص 38

[10] ابن عربی، فصوص الحكم، ج‏1، ص: 163

[11] اما قول النبی صلی الله علیه وسلم، : من کنت مولاه فعلی مولاه. فان له عندنا محملا صحیحا، اذ حملناه علیه لم نکن کذبنا علیا رضی الله عنه فی تفضیله ابابکر و عمر رضی الله عنهما، علی نفسه، فمعناه عندنا: ان رسول الله صلی الله علیه وسلم، قد کان علیم علم ما یکون بعده من الفتن و الاملاق بین اصحابه و تدبیر ذلک لامته … الا تری کیف علم رسول الله ص ان الناس لا یجتمعون علی علی و انه سیکون فرقة و فتنة؟ فلو کان النبی ص جعل له (علی) من الولایة ما کان له (نبی) ما کان علی رضی الله عنه، یکل الامر الی عبد الرحمن … فرضی بذلک و سلم الامر و بایعه و اخذ العطاء من تحت یدیه و سمع و اطاع.

ترمذی، رساله الرد علی الرافضة، بی تا، 85 أ

[12]میبدی، كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج‏3، ص: 150

[13]ابونعیم اصفهانی، حلية الاولياء و طبقات الاصفياء، ج‏5، ص: 27

[14].مولوی، مثنوى معنوى، متن، ص: 986

[15].مولوی، مثنوى معنوى، متن، ص: 192

[16]احوال و آثار مير سيد على همدانى(شش رساله)، السبعين فى فضايل امير المؤمنين (احوال و آثار مير سيد على همدانى)، ص 783

[17]سمنانی، مصنفات فارسى سمنانى، مكتوبات(مصنفات فارسى سمنانى)، ص: متن‏ 349

[18] ملاعلی گنابادی، صالحیه، ص 216

[19] سلطان حسین گنابادی، نابغه علم و عرفان، ص ١٢٧.

[20] جذبی، هبة الله، رساله باب ولایت و راه هدایت، حقیقت. تهران. 1381ش. ص 16 و 307

منابع

  • ابو نعيم اصفهانی، احمد بن عبد الله‏. حلية الاولياء و طبقات الاصفياء. مصحح: محمد رضا شفيعى كدكنى‏. دار ام القراء للطباعة و النشر. قاهرة. چاپ اول‏. بی تا
  • ابن عربی، محیی الدین. فصوص الحکم. نشر دار احیاء الکتب العربیه، چاپ اول قاهره، 1946 م
  • ابن عربی، محیی الدین. الفتوحات المکیه، اربع مجلدات،دار الصادر، چاپ اول، بیروت. بی تا
  • ابن عربى، محيى الدين. مجموعة رسائل ابن عربى، 2جلد، دار احياء التراث العربى‏، بيروت‏. 1367ق
  • انصاری، خواجه عبدالله. طبقات الصوفية. بى نا، بی جا، بی تا
  • ترمذی، محمد بن علی. نوادر الاصول فی معرفة احادیث الرسول، تحقیق توفیق محمود تکله، دار النوادر، بیروت، 1431ق. 2010م
  • ترمذی، محمد بن علی. رياضة النفس‏، مصحح: ابراهيم شمس الدين‏، دار الكتب العلمية، چاپ دوم‏ بيروت‏، 1426 ق‏
  • ترمذی، محمد بن علی. رسالة الرد علی الرافضة، نسخه خطی به شماره ثبت 770، برگ 83 تا 87، استانبول، کتابخانه ولی الدین
  • روزبهان بقلی، تفسير عرائس البيان فى حقائق القرآن‏. مصحح: احمد فريد المزيدى‏. دار الكتب العلمية. بيروت‏. 2008م‏
  • قشیری، ابوالقاسم.ترجمه رساله قشیریه، ترجمه ابوعلی بن احمد عثمانی، تصحیح بدیع الزمان فروزانفر، انتشارات بنگاه، تهران. 1345ش
  • قشیری، ابوالقاسم عبد الكريم‏. الرسالة القشيرية. مصحح: عبد الحليم محمود / محمود بن شريف‏. انتشارات بيدار. قم‏. 1374ش
  • غزالی، ابو حامد محمد‏. إحياء علوم الدين‏. مصحح: عبد الرحيم بن حسين حافظ عراقى‏. دار الكتاب العربى‏. بيروت‏. بی تا
  • گنابادی. حسین. نابغه علم و عرفان، انتشارات حقیقت، چاپ اول. تهران. بی تا
  • سمنانى‏، علاء الدوله. مصنفات فارسى سمنانى‏، مصحح: نجيب مايل هروى‏. شركت انتشارات علمى و فرهنگى‏. تهران‏. 1383ش
  • سلمی، ابو عبد الرحمن محمد. مجموعه آثار سلمی. مركز نشر دانشگاهى‏. تهران‏. 1369ش
  • جذبی، هبة الله، رساله باب ولایت و راه هدایت، حقیقت. تهران. 1381ش
  • مكى، ابو طالب. قوت القلوب فى معاملة المحبوب، تصحیح باسل عيون السود، دار الكتب العلمية، بيروت،‏ 1417 ق‏
  • ميبدى‏، ابو الفضل رشيد الدين. كشف الأسرار و عدة الأبرار.مصحح: على اصغر حكمت‏. انتشارات امير كبير. تهران‏. 1371ش
  • مولوی، جلال الدين محمد بلخى. مثنوى معنوى، 1جلد، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى – تهران، چاپ: اول. 1373ش
  • همدانى. سيد على. رياض، محمد. احوال و آثار مير سيد على همدانى. مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان‏. پاكستان‏. 1370ش
  • هجویری، ابوالحسن علی. کشف المحجوب، تصحیح ژوكوفسكى، والنتين آلكسى يريچ، نشر طهوری، چاپ چهارم تهران، 1375ش
  • همدانی، عین القضات. تمهیدات.عفیف عسیران، نشر منوچهری. چاپ هشتم. 1389هـ ش
  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری نمائید.
  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.
  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید