مولوی

اصرار شمس تبریزی به جسارت و توهین بر حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام

52,846 بازدید

جسارت و توهین شمس تبریزی و پایین شمردن مقام حضرت فاطمه علیهاسلام + مستندات

“شمس تبریزى”، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، و یکتا کفو امیر عالم آفرینش، حضرت فاطمه زهرا علیها سلام را خوار و پست شمرده و ضمن اهانت صریح به ایشان، عبادت ام الائمه علیهم السلام را ناشی از محبت و شوق نمی داند و چنین مى‏ گوید:

مردم را سخن نجات خوش نمی ‏آید، سخن دوزخیان خوش مى آید. سخنی که در آن نجات باشد آن راستی است. لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم[۱]. که بمیرد از بیم! فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.[۲]

نکته: زهاد در اصطلاح و ادبیات عرفان صوفیانه، افرادی ظاهربین، خشک مقدس، قشری و فاقد مقام معرفت می باشند و مقام عرفا بسیار بالاتر از آنهاست.

بیان اینگونه سخنان حاکی از آن است که گویندگان آن بر خلاف آنچه که برخی برای آنان مدعی هستند، معرفت صحیحی نسبت به انوار مقدس معصومین علیهم السلام نداشته اند. همچنین با توجه به اینکه جمهور اهل سنت نیز بدون اختلاف، شأن و مقام عرفانی عظیمی برای دخت گرامی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قائل هستند، بیان این سخن را می توان ناشی از بغض و انحراف عمیق گوینده آن دانست. بدیهی است که با وجود چنین مطالبی نمی توان سایر انحرافات این افراد را حمل بر تقیه نمود و آنها را از شیعیان آل ‏اللّه‏ علیهم السلام به شمار آورد.

آیا جمله شمس سوالی بوده؟ و در برداشت ما مغالطه ممارات صورت گرفته است؟

برخی از صوفیان زمان ما در مقام دفاع از شمس برآمده اند و مدعی شده اند که برداشت از این متن اشتباه بوده و از جنس مغالطه ممارات است. و در نتیجه مضمون عبارات شمس به شرح ذیل است:

«شمس برای توجیه اینکه می تواند از دوزخ سخن بگوید از استفهام انکاری استفاده می کند و می گوید آیا فاطمه که از رسولِ خدا پیوسته حکایت دوزخ می پرسید زاهده بود و عارفه نبود؟ نه! فاطمه عارفه بود امّا پیوسته از رسول الله حکایت دوزخ می پرسید؛ پس وقتی فاطمه(سلام الله علیه) این چنین بود عارفانی همچون منِ شَمس نیز به تبعیّت از او چنین می کنیم.»

در ادامه نیز قلم فرسایی کرده اند که اخلاق پژوهش حکم می کند که در نگاه اول خوشبین باشیم و …

اما ظاهرا ملتفت نبوده اند، که قبل از توجیه مطالب شمس، و چسباندن نسبت سوء ظن به منتقدین، همان اخلاق پژوهش حکم می کند که در این زمینه تحقیق می کردند تا به منتقدین و پژوهشگرانی که به درستی به شمس در این زمینه اشکال کرده اند، تهمت نزنند. و این خود از اولیات اصول اخلاقی است.

اما در پاسخ باید گفت که این تفسیرهای عجیب از سخنان شمس تبریزی حقیقتا مصداق تفسیر ما لا یرضی صاحبه و بافتن آسمان به ریسمان برای تبرئه وی است. قرینه محکمی وجود دارد که ثابت می کند مقصود شمس، همان جسارت به ساحت حضرت زهراست و هیچ مغالطه ای در کار نبوده است. در تعلیقات مقالات شمس نسخه محمد علی موحد، مطلبی در همین راستا از وی نقل شده که حاکی از اصرار قبیحانه بر جسارت و بی ادبی به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است. شمس ضمن نقل داستانی جعلی و موهوم چنین می گوید:

«(پیغمبر) از معراج آمده بود، هر کسی از آنچه در آن بود سوال می کرد، یکی دیدار، یکی صفت بهشت، فاطمه رضی الله عنها گفت من آن ندانم، من خوفی دارم، صفت دوزخ کن»

یعنی هر کس از هر حالتی که در آن بود می پرسید، عارفان که فانی در خداوند بودند، از دیدار او پرسیدند، برخی که به طمع بهشت عبادت می کردند و در بهشت بودند، از بهشت می پرسیدند، اما حضرت زهرا نه عارفه بود که شوق دیدار حضرت حق عزوجل را داشته باشد و نه شوق بهشت را داشت، بلکه تنها زاهدی بود که خوف داشت و از دوزخ می پرسید.

قرینه بعدی در رد ادعای صوفیان عصر حاضر این است که اگر چنین مطلبی صحیح بود، مصححین کتاب مقالات شمس، یعنی دکتر محمد علی موحد[3] که استاد برجسته ادبیات است، از قضا از علاقمندان به شمس نیز هست، کتب مربوط به وی را تصحیح نموده است و طبیعتا به مبانی و مطالب شمس تسلط دارد، و آقای جعفر مدرس صادقی باید این اصلاحات نگارشی را انجام می دادند و متذکر آن می شدند.

اسناد و تصاویر هر دو عبارت شمس تبریزی در دو نسخه از مقالات شمس را می توانید در ذیل مشاهده بفرمائید:

۱ – مقالات شمس، نسخه محمد علی موحد

 

۲ – مقالات شمس، نسخه جعفر مدرس صادقی

 

شمس تبریزی در جایی دیگر نیز ضمن بی توجهی به مقام والا و ملکوتی حضرت زهرا سلام الله علیها و با جسارت به حضرتشان می گوید که حضرت فاطمه سلام الله علیها لیاقت و شایستگی شیخیت و هدایت مردم را نداشت و این امر، از عهده و توان ایشان خارج بود:

«از زن ، شيخى نه آيد . گفت : آرى سرد مى‏ آيد . گفت كه مفهوم نشد . اين سرد آيد اين باشد كه از او اين كار آيد الا از مرد خوشتر آيد . الا خود هيچ از او نيايد ، نه سرد نه گرم . اگر فاطمه يا عاشيه شيخى كردندى ، من از رسول عليه السلام بى‏ اعتقاد شدمى . الا نكردند.»


[1] . بیفشانیم ـ خ

[2] . شمس تبریزی، مقالات شمس، تصحیح محمدعلی موحد، تهران، خوارزمی، 1369، ص142

[3] . محمدعلی موحد (زادهٔ ۲ خرداد ۱۳۰۲ در تبریز) شاعر و اديب عرفان‌پژوه، تاریخ‌نگار و حقوق‌دان، و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است

برای مطالعه بیشتر درباره برخی از انحرافات شمس تبریزی روی این متن کلیک کنید.

همچنین برای بررسی دیدگاه مولوی درباره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می توانید با کلیک بر روی این متن، به مطلبی در این زمینه رجوع کنید.

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل سیاسی یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری کنید.

  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.

  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    آزمون امنیتی *

    دکمه بازگشت به بالا