مولوی

مولوی و تبرئه ی ابن ملجم|ابن ملجم آلت حق بود و نباید ملامت شود

13,504 بازدید

دفاع مولوی از ابن ملجم مرادی | حضرت علی علیه السلام ابن ملجم را شفاعت خواهند نمود

مولوی، “ابن ‏ملجم” (شکافنده شریان‏های مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام) را ، آلت حق مى ‏شمارد، و بزرگ جنایت او را غیر قابل طعن و ملامت مى ‏داند و اینچنین از زبان امیر عالم وجود، خطاب به “ابن‏ ملجم” مى‏ سراید :

من همى‏ گویم برو جف القلم ### ز آن قلم بس سر نگون گردد علم‏

هیچ بغضى نیست در جانم ز تو ### ز آن که این را من نمى‏ دانم ز تو

آلت حقى تو فاعل دست حق ### چون زنم بر آلت حق طعن و دق‏ [۱]

وی همچنین از زبان امام علی (علیه السلام) خطاب به ابن ملجم می گوید:

لیک بى ‏غم شو شفیع تو منم ### خواجه‏ ى روحم نه مملوک تنم‏ [۲]

 

+ همچنین بخوانید: موضع صوفی بزرگ، عطار نیشابوری در برابر ابن ملجم

 

واکنش علمای امامیه به اشعار مولوی درباره ابن ملجم

علامه ملامحمد طاهر قمی از مشایخ اجازه علامه مجلسی و شیخ حر عاملی رضوان الله علیهم می نویسد:

« و دلیل دیگر بر بدی اعتقاد ملای روم این بیت مثنویست :

غم مخور فردا شفیع تو منم ### خواجه روحم نه مملوک تنم

این بیت را از زبان حضرت مرتضی علیه السلام گفته و مخاطب به این کلام ابن ملجم [لعنه الله علیه] است. پس بگمان و زعم ملای روم، حضرت مرتضی(علیه السلام) شفیع ابن ملجم خواهد بود و این رأی فاسد و مخالف اجماع اهل بیت علیهم السلام است و مخالف روایت مشهوره است که شیعه و سنی در کتابهای خود روایت کرده اند ….

دلیل دیگر بر بدی اعتقاد ملای روی این ابیات مثنویست:

هیچ بغضی نیست در جانم زتو ### زانکه این را من نمیدانم زتو

آلت حقی تو فاعل دست حق ### چون زنم من آلت حق طعن و دق

شک نیست که این حکایت، محض کذب و افتراست. هرگز حضرت رسول الله (ص) بابن ملجم نگفته که تو قاتل على خواهی بود و هرگز على (علیه السلام) باین عدو الله نگفته که بغض تو در دلم نیست.. این مذهب جبر است و حضرت مرتضی تصریح کرده که جبری کافر و مشرکست».[۳]

 

شیخ آقا محمدعلی کرمانشاهی نیز در واکنش به این شعر مولوی می نویسد :

«و به اجماع مسلمین به وصیّت حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)، حضرت امام حسن (علیه السلام) ابن ملجم لعین را کشت و به اذن آن حضرت و حضرت امام حسین (علیه السلام)، جسد آن اشقى الآخرین را سوختند، و العذاب الآخره اشدّ و اخزى.»[۴]

 

و همچنین علامه وحید بهبهانی می نویسد:

«و این افترا مانند افترائی است که مذکور شد از حکایت حضرت امیر[علیه السلام] به ابن ملجم [لعنه الله علیه] ، و وعدۀ شفاعت به او دادن… وکشتن را از ابن ملجم ندانستن، بلکه از خدا دانستن، زیرا که همه آنها کذب و افتراست، زیرا که ابن ملجم اشقى الاخرین بوده و قابل شفاعت نبوده.[۵]


[۱] مولوى، جلال الدین محمد بلخى، مثنوى، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏، تهران‏، ۱۳۷۳، چاپ اول‏، ص ۱۵۴

[۲] مولوى، جلال الدین محمد بلخى، مثنوى، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏، تهران‏، ۱۳۷۳، چاپ اول‏، ص ۱۵۷

[۳] تحفه الاخیار فی شرح مونس الابرار، صص ۱۷۹ و ۱۸۰ و ۱۸۱

[۴] مقامع الفضل، تالیف شیخ محمدعلی کرمانشاهی، جلد ۱، صص ۴۵۱ و ۴۵۲ و ۴۵۳

[۵] خیراتیه در ابطال صوفیه، علامه وحید بهبهانی، ج ۲، ص ۴۸

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل سیاسی یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری کنید.

  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.

  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    آزمون امنیتی *

    دکمه بازگشت به بالا