پیشنهادی:

انحرافات مولوی،نقد مولوی – سماع ۳ | رقص و سماع عریان

رقص و سماع عریان مولوی

سماع در تاریخ تصوف سابقه ی چندصد ساله داشت اما مولوی چنان مجالسی از ساز و آواز و پای بازی در قونیه برپا می کرد که تاریخ صوفی گری کمتر به یاد داشت! ۱۷

انرژی جنبشی و میلِ شدید او نسبت به سماع ، برخی صوفیان و هم مسلکان وی را نیز به سماع وا میداشت! حتی دست آموزان و مریدان وی از همراهی با او عاجز می ماندند!

نوازندگان و خوانندگان – همه ی کثرت و تعدد آنها – از نفس می افتادند ۱۸، اما مولوی همچنان میچرخیدند!

مولوی در سماع از استاد خویش “شمس تبریزی” نیز پیشی گرفته بود.یک روز و دو روز و بیش تر و – به تعبیرهای اغراق آمیز افلاکی – گاهی تا یک هفته ۱۹ و یک ماه ۲۰ سماع مولوی ادامه میافت.

آوازه خوانیِ تنها(همراه با رقص) ، مولوی را راضی نمی کرد، “طبل” ۲۱ ، “نی” ۲۲ ،دایره”،بویژه “رباب” (شبیه طنبور) باید ، تا مرغِ جان وی در آسمان تصوف و عرفان به پرواز درآید. او مرده و کشته ی “رباب” ۲۳ بود ، برای آن شعر میگفت و غزل می سرایید ، تعظیم و تقدیسش میکرد ، با آنان که به رباب بی حرمتی میکردند ستیزه و تندی میکرد. ۲۴

چنان در سماع و چرخ و رقص غرق میشد که گاهی “تنها لباسِ او” ار بدنش بیرون می آمد و

ادامه مطلب

انحرافات مولوی،نقد مولوی – سماع ۲ |حرص در سماع

مولوی و سماع ۲ – حرص مولوی بر سماع

مولوی به گواه تاریخ یکی از شخصیتهای افراطی و پر حرص در عرصه ی سماع است. یکی از نویسندگان علاقه مند به مولوی مینویسد :

مولانا عاشق سماع و رقص بوده و آهنگهایی که (مطربان و نوازندگان) هنگام سماع (برای وی) مینواخته اند غالبا شاد و شفاف و پرجنبش و پویا بوده است.۱

مکتب و طریقه ی مولوی در تاریخ تصوف و عرفان نیز به عنوان مکتب “وجد و سماع و عشق و ترانه” شناخته شده است.

وی در این راه از هر فرصت و موقعیتی برای برپایی بساط سماع

ادامه مطلب

انحرافات مولوی،نقد مولوی – سماع ۱ |برتری سماع از نماز!

مولوی و سماع ۱ – مولوی: سماع برتر و بالاتر از نماز است!

برخی از بزرگان صوفیه به شدت شیفته سماع بوده و آنرا یکی از برترین اعمال یا حتی بهترین عمل نزد خداوند می دانند. مولوی، شمس تبریزی، فخرالدین عراقی، اوحد الدین کرمانی و روزبهانی بغلی شیرازی از این دسته اند.

مولوی می گوید: پس غذای عاشقان باشد سماع #### که در او باشد خیال اجتماع

وی حتی سماع را برتر از نماز میداند. افلاکی در مناقب العارفین می نویسد:

روزی در حضور مولانا رباب

ادامه مطلب

مولوی و واجب بودن سماع و موسیقی و رقص و پایکوبی همچون نماز!

مولوی ، دلداده سماع و آواز و موسیقی خانقاه، و شوریده رقص و پایکوبی!

سران عرفان صوفیانه، مجلس شعر و سماع و رقص و موسیقی و اختلاط زن و مرد را بر مجلس زهد و تقوی و عقل و عدل و قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ترجیح می دهند!

کتاب “سماع درویشان در تربت مولانا” درباره مولوی می نویسد:

مولانا در عقاید و افکار و تعلیمات خود به سه عنصر علم‏ الجمال تکیه کرده بود: عشق، موسیقى، سماع. و در تمام آثار خود از موسیقی به عنوان یک “هنر متعالى” یاد مى‏ کند، او هم معتقد بود که: آنجا که سخن باز مى‏ ماند، موسیقی آغاز مى‏ شود، زبان موسیقی زبان جهانی است و زبان عاشقان است.[۱]

به روایت “افلاکى” در “مناقب العارفین” در باب “علاقه‏ ی مولوی به نی و رباب”[۲] ذکر شده که مولوی، قونیه را از نوای موسیقی پر کرده بود. حتی در حال وضو گرفتن نیز

ادامه مطلب

اظهار بی نیازی شمس تبریزی از وجود مقدس پیامبر اکرم علیه السلام

شمس تبریزی خود را محتاج حضرت پیامبر علیه السلام نمی داند!

در یکی از مطالب، جسارت شمس تبریزی به ساحت قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را عنوان نمودیم. اما در جایی دیگر شمس تبریزی با صراحت تمام بی نیازی خود را از آن وجود مقدس اعلام می کند.

شمس تبریزى مدعی است:

با محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] جز با اخوت نمى‏ زیم! بر طریق اخوت (برادرى) مى ‏باشم! زیرا فوق او کسی است، آخر خدای (که از میان) نرفت.

ادامه مطلب

آیا شمس تبریزی همان امام زمان علیه السلام است!!؟

تفاوت امام زمان (علیه السلام) شیعیان و امام صوفیان

مقالاتی در یکی از نشریات معتبر به چاپ رسیده بود که یکی از مشایخ تصوف و عرفان “شمس تبریزى” را ـ که راه و اعتقادی جدا از شاه‏راه هدایت عقل و قرآن و اهل بیت علیهم‏السلام دارد ـ بر عرش سلطنت و ابهت و جلال و عظمت خورشید جان‏فروزی نشانده بود که شمسِ گیتى ‏فروز فلک، شمع مرده ایوان “نورٌ علی نور” او هم به حساب اندر نیست. آنچه بر شگفتی مى ‏افزاید این است که مجله چاپ کننده مقاله معترف است که نظریه ی ارائه شده در آن نوشته، چنانچه از طرف غیر شخص مؤلف آن ـ که مجتهد معرفی شده ‏اند ـ ابراز مى‏ شد به چاپ و نشر آن اقدام نمى‏ کرد!!

این مطلب ظاهرا تصریح در این معناست که مجله با سابقه ‏ای چون کیهان فرهنگی روش علمی و برهانی را کنار نهاده و بجای تأمل در اتقان و استحکام استدلالات، توجه را به فرد و عناوین علمی معطوف داشته و شخصیت نویسنده را مورد توجه قرار مى‏ دهد و این موردی است که با کمال احترام باید گفت: جای گلایه دارد!

گر چه در پاسخ هر یک از دلیل‏های ابراز شده در مقاله، ده‏ها دلیل قطعی و روشن وجود دارد، ولی بر آن شدیم که از همه آن‏ها چشم بپوشیم، چرا که در این نگاه گذرا بیشتر به ضروریات و مسلماتی اشاره مى ‏کنیم که بیان ادله آن از حوصله بحث خارج است. مقاله‏ های مورد اشاره بر این ادعاست که:

“شمس تبریزى”، معشوق و معبود و پیر و مرشدِ ملا محمد بلخی رومی مشهور به “مولوى“، در کلمات خود و مریدش دارای اوصافی نمایانده شده است که بر اساس آن مى ‏توان گفت: شخصِ او کسی جز امام زمان شیعیان نیست

ادامه مطلب

مولوی و تبرئه ی ابن ملجم|ابن ملجم آلت حق بود و نباید ملامت شود

دفاع مولوی از ابن ملجم مرادی | حضرت علی علیه السلام ابن ملجم را شفاعت خواهند نمود

مولوی، “ابن ‏ملجم” (شکافنده شریان‏های مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام) را ، آلت حق مى ‏شمارد، و بزرگ جنایت او را غیر قابل طعن و ملامت مى ‏داند و اینچنین از زبان امیر عالم وجود، خطاب به “ابن‏ ملجم” مى‏ سراید :

من همى‏ گویم برو جف القلم ### ز آن قلم بس سر نگون گردد علم‏

هیچ بغضى نیست در جانم ز تو ### ز آن که این را من نمى‏ دانم ز تو

آلت حقى تو فاعل دست حق ### چون زنم بر آلت حق طعن و دق‏ [۱]

وی همچنین از زبان امام علی (علیه السلام) خطاب به ابن ملجم می گوید:

لیک

ادامه مطلب

نگاه عجیب مولوی و شمس تبریزی به عزاداری امام حسین و واقعه کربلا

موضع مولوی و شمس تبریزی درباره عزاداری عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام

انحراف مولوی از موضع اهل بیت علیهم السلام درباره کربلا

مقدمه

واقعه دردناک و شگفت آور عاشورا از وقایع متواتر تاریخ اسلام است که حکایت از انحراف عظیم امت اسلام پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دارد. اهمیت این واقعه به اندازه ای بوده که همواره عالمان و اندیشمندان اسلامی و غیر اسلامی در دوران و زمانهای مختلف اثار مستقل و غیر مستقلی در این باب نگاشته‌ و به بررسی و تحلیل این واقعه و علل وقوع این فاجعه و درس آموزی و عبرت گیری از آن پرداخته اند و خطبا و وعاظ نیز در طول تاریخ همواره بر تریبونها و منابر جانفشانی عده ای اندک برای بقاء اسلام را وصف کرده و درباره پاسداشت این روز مهم سخن رانده اند.

اشعار مولوی درباره امام حسین علیه السلام

جلال الدین مولوی بلخی نیز از این قافله عقب نمانده و اشعاری در این باب سروده است. جلال الدین بلخی در دفتر سوم مثنوی به سرزمین کربلا و رفتن به آنجا اشاره می‌کند و در دفتر ششم در قالب حکایتی به ترسیم عزدارای امام حسین علیه السلام پرداخته و سپس آن را به نقد کشیده است. برای بررسی این اشعار سزاوار است نخست اشاره ای به متن این اشعار داشته باشیم. جلال الدین در دفتر ششم چنین سروده است :

روز عاشورا همه اهل حلب ### باب انطاکیه اندر تا به شب‏

گرد آید مرد و زن جمعى عظیم ### ماتم آن خاندان دارد مقیم‏

ناله و نوحه کند اندر بکا ### شیعه عاشورا براى کربلا

بشمرند آن ظلمها و امتحان ### کز یزید و شمر دید آن خاندان‏

نعره ‏هاشان مى‏رود در ویل و وشت ### پر همى‏ گردد همه صحرا و دشت‏

یک غریبى شاعرى از ره رسید ### روز عاشورا و آن افغان شنید

شهر را بگذاشت و آن سو راى کرد ### قصد جستجوى آن هیهاى کرد

پرس پرسان مى‏شد اندر افتقاد ### چیست این غم بر که این ماتم فتاد

این رئیس زفت باشد که بمرد ### این چنین مجمع نباشد کار خرد

نام او و القاب او شرحم دهید ### که غریبم من شما اهل دهید

چیست نام و پیشه و اوصاف او ### تا بگویم مرثیه ز الطاف او

مرثیه سازم که مرد شاعرم ### تا از اینجا برگ و لالنگى برم‏

آن یکى گفتش که هى دیوانه‏اى ### تو نه‏اى شیعه عدوى خانه‏اى‏

روز عاشورا نمى‏دانى که هست ### ماتم جانى که از قرنى به است‏

پیش مومن کى بود این غصه خوار ### قدر عشق گوش عشق گوشوار

پیش مومن ماتم آن پاک روح ### شهره‏تر باشد ز صد طوفان نوح‏

نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه‏ ى حلب‏

گفت آرى لیک کو دور یزید ### کى بدست این غم چه دیر اینجا رسید

چشم کوران آن خسارت را بدید ### گوش کران آن حکایت را شنید

خفته بودستید تا اکنون شما ### که کنون جامه دریدیت از عزا

پس عزا بر خود کنید اى خفتگان ### ز انکه بد مرگى است این خواب گران‏

روح سلطانى ز زندانى بجست ### جامه چه دْرانیم و چون خاییم دست‏

چون که ایشان خسرو دین بوده ‏اند ### وقت شادى شد چو بشکستند بند

سوى شادُروان دولت تاختند ### کنده و زنجیر را انداختند

روز ملک است و گش و شاهنشهى ### گر تو یک ذره از ایشان آگهى‏

ور نه‏اى آگه برو بر خود گرى ### ز انکه در انکار نقل و محشرى‏

بر دل و دین خرابت نوحه کن ### که نمى‏بیند جز این خاک کهن‏

ور همى ‏بیند چرا نبود دلیل ### پشت دار و جان سپار و چشم سیر

در رخت کو از مى دین فرخى ### گر بدیدى بحر کو کف سخى‏

آن که جو دید آب را نکند دریغ ### خاصه آن کاو دید آن دریا و میغ [۱]

جلال الدین در دفتر سوم اشعار دیگری سروده و می گوید:

هین مدو گستاخ در دشت بلا ### هین مرو کورانه اندر کربلا

که ز موی و استخوان هالکان ### می نیابد راه پای سالکان [۲]

برخی پژوهشگران شعر دیگری نیز در این باره از جلال الدین نقل کرده اند که گفته است:

کورکورانه مرو در کربلا ### تا نیفتی چون حسین اندر بلا [۳]

البته این بیت در نسخه نیکلسون یافت نشد و

ادامه مطلب

مولوی و استفاده از احادیث جعلی (تحریف حدیث سفینه نوح)

مولوی و حدیث سفینه نوح

مولوی در انحراف از مکتب تشیع تا آنجا پیش مى ‏رود که حتی متن احادیث نبوی مورد اتفاق شیعه و سنی در باب فضایل اهل‏بیت علیهم‏ السلام را نمى ‏آورد. مثلاً در حدیث مشهور و مورد اتفاق که پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم فرمودند:

ادامه مطلب

اصرار شمس تبریزی به جسارت و توهین بر حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام

جسارت و توهین شمس تبریزی و پایین شمردن مقام حضرت فاطمه علیهاسلام + مستندات

“شمس تبریزى”، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، و یکتا کفو امیر عالم آفرینش، حضرت فاطمه زهرا علیها سلام را خوار و پست شمرده و ضمن اهانت صریح به ایشان، عبادت ام الائمه علیهم السلام را ناشی از محبت و شوق نمی داند و چنین مى‏ گوید:

ادامه مطلب