اخبار

هشدار آیت الله بحرالعلوم میردامادی درباره همايش عرفان شرق در شاهرود

1,625 بازدید

هشدار آیت الله بحرالعلوم میردامادی درباره همايش عرفان شرق در شاهرود

دنیای عجیبی است یکی بنام عرفان و شور عرفانی، با سر تکان دادن و حرکات عجیب، شطحیات ارائه می دهد و در عالمی به دور از «عقل و نقل» کلمات ناشایست و – بقول اهل خرقه- عاشقانه می گوید، دیگری به نام اندیشمند و متفکر ماتریالیست، این کلمات بی دلیل و خارج از نظام عقل و نقل را نُقل مجلس ملحدین کرده و نظم منطقی داده با صغری و کبری به این نتیجه می رسد که باید خلائق را از دین و دیانت و از دست الهیون نجات داد.

به گزارش شیعه آنلاین، پس از آنکه حضرت آیت الله شیخ «لطف الله صافی گلپایگانی» از مراجع عظام تقلید نسبت به همایش ملی عرفان شرق هشدار داده بودند، اکنون آیت الله بحرالعلوم میردامادی از اساتید حوزه علمیه نجف اشرف نیز به برگزاری این همایش اعتراض کرده و نسبت به برگزاری آن هشدار دادند. متن اعتراض این استاد حوزه علمیه نجف اشرف به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم،

یریدون لیطفئوا نورالله بأفواههم والله متم نوره و لو کره الکافرون .. طبق اطلاعات واصله عده ای در صدد برگزاری مراسمی با عنوان اولین همایش ملی عرفان شرق و توسعه گردشگری در شاهرود، شهر فقهاء عظیم الشأن و علماء ربانی هستند که بنا باطلاعیه همایش، بنا دارند عرفان شرق را در معرض نگاه گردشگران و توریستها (و مستشرقین) قرار دهند و زمینه ایجاد پژوهشگاه عرفان شرق را فراهم نمایند.

دنیای عجیبی است یکی بنام عرفان و شور عرفانی، با سر تکان دادن و حرکات عجیب، شطحیات ارائه می دهد و در عالمی به دور از «عقل و نقل» کلمات ناشایست و – بقول اهل خرقه- عاشقانه می گوید، دیگری به نام اندیشمند و متفکر ماتریالیست، این کلمات بی دلیل و خارج از نظام عقل و نقل را نُقل مجلس ملحدین کرده و نظم منطقی داده با صغری و کبری به این نتیجه می رسد که باید خلائق را از دین و دیانت و از دست الهیون نجات داد.

راستی، چه ارتباطی بین این عرفان و نفی خالق جهان عزّ اسمه وجود دارد که «میرفطروس» ملحد سیه دل، عاشق «حلاج» گردیده، به نام نامبارک این صوفی دیروز و عارف امروز که به خوبی مقصود تصوف و هدف وجد و طرب عارفانه را نشان داد- کتاب می نویسد.

آیا عرفان امیرالمؤمنین علیه السلام که محکوم کننده ملحیدن و منکرین در همه اعصار و قرون است، و الحاد و کفر را نشانه بی فکری و دوری از دانش می داند مطلوب ملحدین است؟

لو فکروا فی عظیم القدره و جسیم النعمه لرجعوا الی الطریق و خافوا عذاب الحریق

و آیا عرفان سید شهیدان و سرور آزادگان علیه السلام که در دعای عرفه بعنوان قطره ای از دریا متجلی گشته، زمینه ساز کفر و انکار حق است؟

اگر عرفان سینه چاکان تصوف و زمینه سازان الحاد و کفر، طبق ادعای خودشان به معصوم و صادق مصدق می رسید و بویی از معارف الهیه داشت، از جانب مستکبرین و اهل کفر و زندقه مورد تأیید قرار نمی گرفت. اگر تصوف کوچکترین ربطی به هدایت هداة مهدیین و ائمه دین علیهم السلام پیدا می کرد و بهره مند از نور «الله نور السماوات و الارض» بود، باند استشراق که سر از آخور مستکبرین غرب در می آورند مانند «ماسینیون فرانسوی» هرگز نامی از آن و مریدان آن نمی آوردند.

راستی چه می شود که این تصوف و عرفان در میان قوم ضلال و سردمداران اضلال، عشاقی پیدا می کند که در تحقیقش سر از پا نمی شناسند و برای یافتنش از غرب جهان تا مثلاً شاهرود ایران هوهو کشان، ماشیأ بحرکت در می آیند.

براستی اگر اینان دلباخته معرفت بودند و اگر استشراق، شغل اهل شرف و مومنان با هدف بود آیا نباید فقط از معارف عالیه علی علیه السلام می گفتند و می نوشتند؟ این همه بذل محبت از طرف ایادی استکبار و مامورین استعمار نسبت به تصوفی که مردود آل عصمت علیهم السلام است، نشان از چه دارد؟

بی دینی و خیانت غالب مستشرقین، مثل ماسینیون و ماتریالیست های داخلی برای اهل اطلاع محرز است، اما آنچه باید مورد دقت قرار گیرد اینست که در تصوف و دکانداری بنام عرفان چه نهفته است که ملحدین و مستشرقین را به خود جلب می نماید؟

آیا اباحی گری، فرار از قیود شرعی، بی بند و باری، بی تفاوتی،‌تخدیر و غفلت از حق که در متن تصوف است جاذبه ای برای ایادی مستکبران و مستشرقان نمی باشد. پیشنهاد مضحکی که در تبلیغات همایش مذکور به چشم می خورد، ایجاد پژوهشگاه عرفان شرق است.

پر واضح است که هدف این پژوهشگاه، مخالف اهداف مقدس فقها و علمای شیعه است؛ چرا که عالمان ربانی و مرزبانان عقائد اسلامی بنا به روایات منقوله از آل عصمت علیهم السلام خط «بایزید» و «خرقانی» و امثالهما را مردود می دانند و به نام غیر گرامی و مسیر ظلمانی آنان افتخار نمی نمایند.

حوزه های علمیه شیعه به نام نامی پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و ائمه اطهار علیهم السلام که مبدأ عرفان حقیقی و نورانیت واقعی اند افتخار می کنند.

علماء ربانی بنا به دلیل حدیث ثقلین و احادیث فراوان دیگر، فقط به کتاب الله و عترت رسول الله صلی علیه و آله مرید گشته و دل و جان به عرفان نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و دعای عرفه سپرده اند.

فقهاء شیعه با تفقه در آیات ذم یهود مثل «ویسعون فی الارض فسادا»، «المغضوب علیهم»، «یحرفون الکلم عن مواضعه» و با ریشه یابی در موضوع فرق و مذاهب، جعل مرام صوفی گری، ترویج سیر و سلوک به معنی سستی و بی تفاوتی و تبلیغ راه تخدیر و غفلت را کار یهود و ایادی آن دانسته، لبخند رضایت مستشرقین نسبت به سران تصوف را اجرای سیاست شیطانی «تفرقه بینداز و حکومت کن» تفسیر می کنند.

طبق آیه شریفه «ولیزیدن کثیرا منهم ما انزل الیک من ربک طغیاناً و کفرا» یهود و عمال آن هرگز از «ما انزل»‌که ولایت و رهبری آل عصمت علیهم السلام است راضی و خشنود نیستند و با جعل مذهب، تبلیغ خرافات و ایجاد تفرقه بین مسلمانان، از نورافشانی مکتب ولایت و امامت، جلوگیری می کنند.

در خاتمه متذکر می گردم، اجرای این همایش در کشور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، که قانون اساسی آن بر مبنای فقه ائمه اثنی عشر لاسیما امام بحق ناطق حضرت جعفر ابن محمد الصادق علیهم السلام است، به نام اسلام و معرفت یابی، یقیناً مورد غضب الهی و نارضایتی مولانا حضرت بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه و زمینه ساز مفاسد فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی است و اجرا کنندگان و سکوت کنندگان در برابر آن در پیشگاه خداوند متعال مسئول می باشند.

والسلام علی من اتبع الهدی

سید محمود بحرالعلوم میردامادی

5 رمضان المبارک 1433

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل سیاسی یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری کنید.

  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.

  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    آزمون امنیتی *

    دکمه بازگشت به بالا