اخبار

چند نکته در حاشیه مناظره آقایان نصیری و غرویان به قلم آقای نصیری

1,519 بازدید

چند نکته در حاشیه مناظره آقایان نصیری و غرویان به قلم آقای نصیری

 

این منطق که نباید سخن و بیان معصوم علیه السلام را به سخن هیچ غیر معصومی فروخت، متقن ترین منطق است و دیگران نیز به استناد همین منطق اگر احساس کنند فی المثل مدرسه فلسفه و عرفان مصطلح و تصوف جدای از مدرسه قران و اهل بیت علیهم السلام است، هرگز از نقد و به گفتگو گذاشتن آن کوتاه نخواهند آمد، اگر چه شخصیت های صاحب نام و محترمی مدافع آن باشند…..خوب است در این بند به ماجرایی از مرحوم علامه طباطبایی اشاره کنم که وقتی ایشان حواشی انتقادی خود را بر بحارالانوار مرحوم مجلسی شروع کرد، مورد انتقادهای شدیدی واقع شد. باری ایشان در پاسخ به منتقدان فرمود: اگر بنده در جایی بین سخن و اعتقاد مرحوم مجلسی با سخن و بیان امام صادق علیه السلام تعارضی ببینم، امام صادق علیه السلام را به مجلسی نخواهم فروخت (نقل به مضمون).

 

 

یکم. اقدام سیما و شبکه چهارم در برگزاری این مناظره ستودنی است. اگر کسانی رخوت فکری و نظری موجود در جامعه علمی و فرهنگی را حس می کنند، موضوع بازگشت به جامعیت معارف قران و اهل بیت علیهم السلام می تواند یکی از بهترین موضوعاتی باشد که روی میز گفتگو قرار بگیرد و افراد و جریانها حرف و موضع خود را در برابر آن اعلام کنند.

دوم. از آنجا که همه جریانها و سلیقه های فکری موجود در نظام، صادقانه مدعی تمسک به قران و اهل بیت علیهم السلام هستند، باید دانست که برنده نهایی این گفتگوها ـ اگر به درستی مدیریت و هدایت شود ـ انشاء الله معارف قران و اهل بیت علیهم السلام خواهد بود.

سوم. شایسته است سیما و شبکه چهارم پس از این دو جلسه که گاه از مناظره خارج و به منازعه می کشید ـ و البته از منظر جاذبه های رسانه ای و جذب مخاطب چیز بدی نبود! و نیز از این منظر که توجه عده ای را به جدی بودن اختلاف بر سر یکی از مقبول ترین موضوعات روز یعنی فلسفه و عرفان جلب می کرد، مفید بود ـ توجه خود را به سمت ساخت برنامه هایی در این موضوع با حضور افراد و صاحب نظران مختلف معطوف کند که طرفین در فضایی آرام و بدون تجهیل یکدیگر و مچ گیری و با فرصتهای زمانی کافی به تبیین و تشریح مبانی و مواضع خود بپردازند. در این مناظره دهها سئوال و ابهام در سخنان طرفین مطرح شد که به اکثر آنها پاسخی استدلالی ارائه نشد و بیننده اهل فضل و تفکر منتظر جوابهای طرفین بود.

چهارم. جناب حجت الاسلام غرویان در بخش دوم به ذکر اسامی برخی از بزرگان مورد احترام همگان پرداخت که مدافع فلسفه و عرفان بودند. این شیوه بر خلاف آداب کرسی های آزاد اندیشی است. چرا که بنده بر سر دو راهی ای قرار گرفتم که اگر می گفتم بله چون این بزرگان مدافع فلسفه و عرفانند،پس بنده از نظرات خود عدول می کنم، این همان تقلید مذموم در مباحث اعتقادی و عقلی است که نه عقل و نه شرع آن را بر نمی تابند و بدون شک اگر از هر یک از این بزرگان در زمان حیاتشان می پرسیدیم که فی المثل آیا چون حضرتتان مدافع فلسفه ملا صدرا و یا عرفان ابن عربی هستید، ما نیز باید به تقلید از شما مدافع باشیم، لبخندی از سر انکار تحویلمان می دادند.

و اگر در برنامه به نفی یا نقد این بزرگان در موضوع فلسفه و عرفان می پرداختم، بعضی حتما تلقی بی حرمتی به ساحت محترم این بزرگان می کردند که هیچ کس راضی به آن نیست. لذا باید باب این شیوه برخورد را در کرسی های آزاد اندیشی بست.

البته اگر جناب غرویان از این باب که حرف این بزرگان را به عنوان تاییدی بر استدلالهای خود مطرح می کرد، ایرادی بر آن وارد نبود، زیرا بالاخره حرف بزرگان غیر معصوم اگر چه برای پذیرش بدون چون و چرا حجیتی ندارد، اما حتما می تواند به عنوان مویدی بر اعتقادات و استظهارات عقلی و نقلی در مباحثات مورد استفاده قرار بگیرد.

خوب است در این بند به ماجرایی از مرحوم علامه طباطبایی اشاره کنم که وقتی ایشان حواشی انتقادی خود را بر بحارالانوار مرحوم مجلسی شروع کرد، مورد انتقادهای شدیدی واقع شد. باری ایشان در پاسخ به منتقدان فرمود: اگر بنده در جایی بین سخن و اعتقاد مرحوم مجلسی با سخن و بیان امام صادق علیه السلام تعارضی ببینم، امام صادق علیه السلام را به مجلسی نخواهم فروخت (نقل به مضمون).
اکنون عرض بنده این است که صرف نظر از میزان صحت و سقم حواشی ایشان بر بیانات مرحوم مجلسی در بحار، این منطق که نباید سخن و بیان معصوم علیه السلام را به سخن هیچ غیر معصومی فروخت، متقن ترین منطق است و دیگران نیز به استناد همین منطق اگر احساس کنند فی المثل مدرسه فلسفه و عرفان مصطلح و تصوف جدای از مدرسه قران و اهل بیت علیهم السلام است، هرگز از نقد و به گفتگو گذاشتن آن کوتاه نخواهند آمد، اگر چه شخصیت های صاحب نام و محترمی مدافع آن باشند.

پنجم. به نظر حقیر اگر چه شبکه چهارم سیما ویژه نخبگان است و پرداختن به این مباحث در چارچوب ماموریت کاری آن است، اما جایگاه بعدی و اصلی این مباحث ـ بويژه اگر قرار باشد ریزتر و فنی تر شود ـ حوزه های علمیه و دانشکده های الهیات و فلسفه و کلام و عرفان و قران و حدیث است. اما چرا جایگاه این کرسی ها در این اماکن تقریبا خالی است؟ اصلی ترین دلیل آن غلبه بی چون وچرای نگرش فلسفی و عرفانی بر اکثر این مراکز است که علی رغم مبنا و ماهیت پلورالیستیک فلسفه و عرفان مصطلح، نظرات مخالف را برنتابیده و هیچ ضرورتی برای طرح بحث و گفتگو در باره آنها نمی بینند و تعقل و تفکر و حقیقت را در فلسفه ملاصدرا و عرفان ابن عربی به تمامیت رسیده فرض می کنند که باید همگان چون طوطیانی شکر خواه بازتاب دهنده آنها باشند. و این است یکی از اسرار بر زمین ماندن مطالبه مقام معظم رهبری در مورد برگزاری کرسی های آزاد اندیشی در حوزه های علمیه و دانشگاهها در موضوع فلسفه و عرفان و دیگر موضوعات.

ششم. بنده به سهم خودم برای تداوم بحث در هر فضای مناسب و مربوط دیگر و نیز برای جلب توافق اساتید و صاحب نظران همسو با خویش برای مشارکت در چنین گفتگوها و مناظراتی آماده ام و معتقدم از این پس این موضوع به یکی از دغدغه های فکری و نظری جوانان اهل مطالعه و علاقمند به مباحث عقیدتی و به خصوص طلاب حوزه های علمیه تبدیل خواهد شد و این وظیفه ماست که آنان را دریابیم و با فراهم کردن فضایی سالم و با نشاط، فرصت تامل و تفکر و انتخاب را به آنها بدهیم.
والسلام

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل سیاسی یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری کنید.

  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.

  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    آزمون امنیتی *

    دکمه بازگشت به بالا