ابن عربی

نقد علامه آقا محمد علی بهبهانی در مورد ابن عربی

3,620 بازدید

نقد علامه آقا محمد علی بهبهانی در مورد ابن عربی

صاحب «روضات»كلامی را از آقا محمد علی بهبهانی فرزند آیت الله آقا محمد باقر بهبهانی از كتاب وی به نام « مقامع الفضل» در پاسخ كسی كه از وی ادله قائلین به وحدت وجود سوال نموده بود نقل می كند ، و در این پاسخ آقا محمد علی پس از بیان كلامی از میر سیّد شریف در حواشی شرح تجرید می گوید :

« دو شیخ عارف علاء الدولة سمنانی با نهایت اعتقاد و غلوّش دربارة شیخ عارف محیی الدّین أعرابی بطوریكه او را در حواشی « فتوحات » بقوله : أیّها الصدیق ، و ایها المقرب و ایها الولی و ایها العارف الحقانی خطاب می نماید، در حاشیه خود بر كلام محیی الدّین در اول فتوحات كه می گوید : سبحان من أظهر الاشیاء و هو عینها.

« پاك و منزه است آنكه اشیاء را به ظهور آورد ، و خودش عین آن هاست » با این عبارت، حاشیه نوشته است كه:

إن الله لا یستحیی من الحقّ أیّها الشّیخ ! لو سمعت من أحد أنه یقول : فضلة الشّیخ عین وجود الشیخ لا تسامحه البتة ، بل تغضب علیه! فكیف یسوغ لك أن تنسب هذا الهذیان إلی الملك الدّیان ؟!

تب إلی الله توبةً نصوحاً لتنجو من هذه الورطة الوعرة الّتی یستنكف منها الدّهریّون و الطبیعیون و الیونانیّون ؛ و السّلم علی من اتّبع الهدی!

« خداوند از باز گفتن حق حیا نمی كند؛ ای شیخ اگر تو از كسی بشنوی كه او می گوید : فضلة شیخ ، عین وجود شیخ است، البته مسامحه با او نمی نمائی بلكه بر وی غضب می كنی ! پس چگونه جائز و روا شد برای تو كه این هذیان را به خداوند پادشاه و مقتدر و دیّان نسبت می دهی؟!به درگاه خداوند توبه كن توبه جدی و استوار تا آنكه از این لغزشگاه و كریوه صعب العبوری كه از وقوع در آن دهریّون و طبیعیون و یونانیون استنكاف دارند، نجات بیابی ؛ و سلام برای آن كسی كه دنبال هدایت رفته است!»

سپس آقا محمد علی به فارسی گفته است : و شیخ محیی الدین در فصوص و و فتوحات گوید كه : هر كه بت پرستید به همان خدا را پرستیده باشد. و چون سامری گوساله ساخت و مردم را به عبادت او خواند ، حق تعالی یاری نكرد هارون را بر سامری ؛ از برای آنكه می خواست كه در هر صورتی پرستیده شود!

حق تعالی نصاری را تكفیر ننمود به سبب آنكه به الوهیّت عیسی قائل شدند ؛ بلكه به سبب آنكه خدا را منحصر در عیسی دانستند . چنانكه فرمود: لقد كفر الذین قالوا إن الله هو المسیح .( صدر آیه 17 و آیه 72، از سوره 5 المائده : « حقا كافر شدند آنانكه گفتند : خداوند فقط مسیح است)

و خود را خاتم الاولیاء دانسته و گفته كه ختم ولایت به او شده ، و پیغمبران نزد او حاضر شدند به جهت تهنیت و مباركبادی ختم ولایت.

و نیز گفته كه : جمیع أنبیا اقتباس علم می كنند از مشكوة خاتم أنبیا، و جمیع اولیاء اقتباس علم می كنند از مشكوة خاتم إولیا.

و گفته كه: خاتم اولیا افضل است از خاتم أنبیا در ولایت؛ چنانكه خاتم أنبیا افضل است از سایر انبیا در رسالت

و نیز گفته كه : اهل آتش در دوزخ تنعّم می كنند ، و به آتش راحت می یابند و لذت می برند ؛ و عذاب كافر منقطع خواهد شد ؛ و عذاب مشتقّ است از عذب به معنی شیرینی.

و نیز محی الدین مذهب جبر را به جمیع عرفا داده و شبستری در گلشن راز نیز گفته است :

هر آن كس را كه مذهب غیر جبر است

نـبی گـفتا كه او مانند گـبر است

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل سیاسی یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری کنید.

  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.

  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    آزمون امنیتی *

    دکمه بازگشت به بالا