مقالات

ملاصدرا و بی نیازی از حجت معصوم پس از ختم نبوت و در آخرالزمان/تقریر دکتر دینانی

2,047 بازدید

بی نیازی از امام معصوم در دوران غیبت در کلام ملاصدرا

ملاصدرا در شرحش بر اصول کافی سخنی بس عجیب را مطرح کرده است. او در ذیل حدیث بیست و یکم از احادیث کتاب عقل و جهل اصول کافی، از کفایت‌ عقل‌ پس‌ از ختم‌ نبوت‌ و عدم‌ نیاز مردم‌ در آخرالزمان‌ به‌ حجت معصوم به دلیل ترقی عقول مردم، سخن‌ گفته‌ است‌.

حدیث ۲۱ از احادیث کتاب عقل و جهل اصول کافی: «عن ابى جعفر علیه السلام قال: اذا قام قائمنا وضع اللّه یده على رءوس العباد فجمع بها عقولهم و کملت احلامهم»[۱]. ترجمه: «هر گاه قائم ما قیام کند خداوند دستش را بر سر بندگان قرار می دهد تا عقل هایشان را جمع کند و اندیشه شان کامل شود.»

ملاصدرا در شرح حدیث فوق می نویسد:

«ثم من بعثه الرسول صلّى اللّه علیه و آله الى اخر الزمان کانت الاستعدادات فى الترقى و النفوس فى التلطف و التزکى، و لهذا لم یحتاجوا الى رسول اخر یکون حجهَ من اللّه علیهم و انما الحجه منه علیهم هو العقل الّذی هو الرسول الداخلی کما دل علیه الحدیث السابق و الحدیث اللاحق أیضا. ففى اخر الزمان یترقى الاستعدادات من النفوس الى حد لا یحتاجون به الى معلم من خارج على الرسم المعهود بین الناس الآن، بل یکتفون بالالهام الغیبى عن التأدب الوضعى و بالمسدد الداخلی عن المؤدب الخارجى و بالمکمل العقلى عن المعلم الحسى کما لسائر الاولیاء، فملک روحانى هو ید اللّه یجمع عقولهم و یکمل احلامهم.» [۲]

ترجمه: «از بعثت حضرت رسول صلی الله علیه و آله تا آخرالزمان استعدادهای مردم در ترقی است و جانهایشان در مسیر لطافت و پاکی، و به همین جهت نیازی به رسول دیگر که حجت از جانب خداوند بر آنها باشد ندارند و حجت خداوند بر آنها همان عقل است که رسول داخلی است ـ همان گونه که حدیث سابق و لاحق بر آن دلالت می کندـ . پس در آخرالزمان استعدادهای انسانها تا حدی ترقی پیدا می کند که به معلمی از بیرون ـ به رسم شناحته شده ای که الان در بین مردم است ـ نیازی ندارند بلکه با الهام غیبی از آموزش وضعی و بیرونی، و با راهنمای داخلی، از مودب و معلم خارجی، و با کمال بخش عقلی از معلم حسی بی نیاز می شوند همان طور که برای سایر اولیاء چنین است. پس فرشته ای روحانی که عبارت از دست خداوند عقلهایشان را جمع و اندیشه هایشان را کمال می بخشد.»

عبارت ملاصدرا صراحت دارد در این که پس از ختم نبوت و دوران آخرالزمان، مردم به دلیل تکامل عقلی، از حجت ظاهری که امام معصوم است، بی نیاز می شوند. ملاصدرا همچنین در اینجا دچار یک خلط مبحث شده و روایت فوق الذکر را که مربوط به دوران پس از ظهور حضرت حجت (سلام الله علیه) است، به دوران پس از ختم نبوت و آخرالزمانِ قبل از ظهور ربط داده است. البته اگر کسی بگوید که این سخن صدرا مربوط به بعد از ظهور است که مردم عقولشان کامل می شود، باز هم این حرف، حرف غلطی است که بگوییم مردم در این صورت، از حجت و امام معصوم بی نیاز می شوند.

این عبارات جناب صدرا در تقابل کامل با دهها آیه و روایت و مسلمات تشیع است و در همین کتابی که ایشان آن را شرح کرده ـ یعنی اصول کافی ـ بابی هم به نام حجت وجود دارد که در آن اهل بیت علیهم السلام، نیاز همه انسانها در تمام زمانها را به حجت معصوم خداوند و تحت هر شرایطی را مورد تاکید قرار داده اند و فرموده اند اگر تنها دو نفر در این عالم باشند، خداوند یکی را حجت معصوم بر دیگری قرار می داد تا آن شخص نگوید خدایا! چرا مرا بدون حجت و راهنمای معصوم قرار دادی، و یا اگر در مسیر گمراهی قدم گذاشت، نتواند گمراهی اش را با فقدان حجت معصوم توجیه کند. آن وقت چطور جناب صدرا چنین اشتباه فاحشی را مرتکب می شوند؟

بر اساس مبانی تشیع و آموزه های اهل بیت علیهم السلام ختم نبوت به معنای استغنای انسانها از وحی و آسمان و راهنمای معصوم و نیز به معنای رشد عقلی انسانها در دوره خاتمیت و آخرالزمان نیست، بلکه به معنای پایان وحی تشریعی و نیامدن شریعتی جدید توسط پیامبر و رسولی دیگر است. اصل امامت و ولایت و وصایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به معنای استمرار ارتباط با آسمان و دریافت راهنمایی و هدایت از طرف خداوند توسط حجج معصوم الهی و وجود روح القدس در آنان است.

البته مسلم است که ملاصدرا هم به نبوت و هم به امامت معتقد بوده و در همین صفحاتی که این بحث را مطرح کرده به موضوع مهدویت و حضرت حجت ابن الحسن علیهما السلام اشاره و تصریح کرده است. اما بدون شک این تحلیل ایشان از ختم نبوت و آخرالزمان غلط است، همان گونه که آن حرف دیگر ایشان و جناب ابن سینا و آقای طباطبایی در باره همترازی و هموزنی «فلسفه با نبوت» و «فیلسوفان با پیامبران» غلط است. اما متاسفانه آنچه موجب چنین خطای فاحشی در فیلسوفان مسلمان و شیعه شده، ماهیت سکولار و خودبنیاد فلسفه یونانی است که در ذهن و اندیشه آنان رسوخ کرده و آنان را به چنین ورطه های باطلی در اندیشه ورزی و تفلسف سوق داده است. غفر الله لنا و لهم.

تقریر دکتر دینانی از سخن ملاصدرا درباره استغنای از حجت معصوم در آخرالزمان

آقای دکتر ابراهیمی دینانی از فیلسوفان معاصر در تقریر دیدگاه عجیب ملاصدرا در باب استغنای از حجت معصوم در آخرالزمان به دلیل ترقی عقول مردم با لحنی جانبدارانه می نویسد:

«صدرالمتألهین‌ با استناد به‌ روایات‌ صادره‌ از ائمه به‌ معصومین علیهم السلام این‌ نتیجه‌ رسیده‌ است‌ که‌ عقل‌ حجت‌ باطنی‌ خداوند است‌ و پیغمبران‌ حجت‌های‌ ظاهری‌ حق اند که‌ اطاعت‌ آن‌ها برای‌ مردم‌ لازم‌ و ضروری‌ است‌. این‌ فیلسوف‌ از سوی‌ دیگر به‌ روشنی‌ می داند که‌ رشته نبوت‌ و پیغمبری‌ پس‌ از وفات‌ حضرت‌ محمد صلی الله علیه و آله برای‌ همیشه‌ قطع‌ شده‌ و دیگر هرگز پیغمبری‌ مبعوث‌ نخواهد شد. به‌ این‌ ترتیب‌ با رحلت‌ پیغمبر اسلام‌ صلی الله علیه و آله حجت‌ ظاهری‌ دیگر وجود نخواهد داشت‌ و مردم‌ نیز نیازمند به‌ حجت‌ ظاهر نخواهند بود. آنچه‌ برای‌ خلق‌ همیشه‌ باقی‌ است‌ و راه‌ سعادت‌ را به‌ آنان‌ می‌نمایاند، حجّت‌ باطن‌ است‌. به‌ نظر صدرالمتألهین‌، در آخرالزمان‌ مردم‌ به‌ معلم‌ و راهنمای‌ بیرونی‌ نیازمند نیستند بلکه‌ به‌ جای‌ معلم‌ بیرونی‌ از معلم‌ درونی‌ و راهنمای‌ باطنی‌ استفاده‌ کرده‌ و در پرتو هدایت‌ او حرکت‌ خود را به‌ سوی‌ مقصد ادامه‌ می‌دهند.» [۳]

دکتر دینانی‌ درباره نظر ملاصدرا در باب‌ بی‌نیازی‌ انسان‌ها از حجت‌ ظاهری‌ در آخرالزمان‌، با مشابه سازی دیدگاه صدرا با اقبال لاهوری در باره ختم نبوت می افزاید:

«آنچه‌ صدرالمتألهین‌ در باب‌ اهمیت‌ و کفایت‌ عقل‌ پس‌ از ختم‌ نبوت‌ و پیغمبری‌ ابراز داشته‌، به‌ نوعی‌ در سخنان‌ اندیشمند معروف‌، اقبال‌ لاهوری‌ انعکاس‌ یافته‌ است‌. به‌ نظر می رسد، این‌ اندیشمند پاکستانی‌ با کتاب‌ شرح‌ اصول‌ کافی‌ صدرالمتألهین‌ تا حدودی‌ آشنایی‌ داشته‌ است‌. صدرالمتألهین‌ در پایان‌ شرح‌ حدیث‌ بیست‌ و یکم‌ به‌ نکته ای‌ اشاره‌ کرده‌ که‌ نشان‌ می دهد، منظور او از آنچه‌ در باب‌ عقل‌ ابراز داشته‌ است‌، عقل‌ مربوط‌ به‌ صنعت‌ و تکنیک‌ نیست‌. او می گوید، در دوره آخرالزمان‌، نفوس‌ مردم‌ به‌ مرحله ای‌ از تعالی‌ و تکامل‌ می‌رسد که‌ به‌ معلم‌ بیرون‌ از خود نیازمند نبوده‌ و با الهام‌ عینی‌ و راهنمای‌ داخلی‌ به‌ مقصود دست‌ می یابند. از این‌ سخن‌ می‌توان‌ دریافت‌ که‌ این‌ فیلسوف‌ متألّه‌ به‌ رشد و تکامل‌ معنوی‌ انسان‌ سخت‌ معتقد بوده‌ و چنین‌ می اندیشد که‌ انسان‌ در آخرالزمان‌ به‌ اوج‌ معنوی‌ خود نائل‌ می‌گردد.» [۴]

خوب است بدانیم که سخن‌ اقبال‌ لاهوری‌ در باب‌ بی نیازی‌ انسان‌ها در آخرالزمان‌ از نبوت‌، مورد انتقاد شهید مطهری‌ قرار گرفته‌ و ایشان لازمه این دیدگاه اقبال را اعلام ختم دیانت دانسته است.[۵]

نویسنده: استاد مهدی نصیری (با ویرایشات جزئی)


[۱] محمد بن یعقوب کلینى، الکافی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ق، چاپ چهارم، ج‏۱، ص ۲۵‏

[۲] ملاصدرا، شرح أصول الکافی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، تهران‏، ۱۳۸۳، چاپ اول‏، ج‏۱، ص ۵۶۶

[۳] غلامحسین‌ ابراهیمی‌ دینا‌نی‌، ماجرای‌ فکر فلسفی‌ در جهان‌ اسلام، طرح‌ نو، تهران، ۱۳۷۹ش،‌ چاپ دوم، ج۲، ص۳۴۳

[۴] غلامحسین‌ ابراهیمی‌ دینا‌نی‌، ماجرای‌ فکر فلسفی‌ در جهان‌ اسلام، طرح‌ نو، تهران، ۱۳۷۹ش،‌ چاپ دوم، ج۳، ص۳۲۲

[۵] مرتضی مطهری، وحی و نبوت، انتشارات صدار، ۱۳۸۴ش، چاپ۲۱، ص۱۸۹

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل سیاسی یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری کنید.

  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.

  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    آزمون امنیتی *

    دکمه بازگشت به بالا