ابن عربی

ابن عربی و تخریب مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا و اهل بیت علیهم السلام

9,788 بازدید

ابن عربی و تخریب مقام و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و لطمه زدن به اهل بیت علیهم السلام

■ اشاره : مطلب زیر ترجمه قسمتی از کتاب «ابن عربی سنی متعصب» اثر علامه آیت الله سید جعفر مرتضی عاملی است که در لبنان به چاپ رسیده است.

ابن عربی کسی است که آیه تطهیر را از فضیلتی برای اهل بیت علیهم السلام به وسیله ای برای مذمت و سبب لطمه زدن به ایشان تغییر داده است و انشاالله در آینده شواهد آن ارائه خواهد شد. اما فعلا به بیان بخشی از سخنان وی نسبت به اهل بیت علیهم السلام می پردازیم.

تخریب مقام حضرت زهرا سلام الله علیها

با اینکه اهل سنت با نقل روایاتی بر مقام سیادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام زنان عالم (یا سیده نساء اهل الجنه) تاکید نموده اند اما ابن عربی به نحوی عجیب و با نادیده گرفتن روایات اهل سنت، مقام ایشان را انکار می کند و تاکید می کند که از زنان تنها مریم و آسیه کامل شده اند!

۱- ابن عربی : «رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مردان زیاد، کامل می شوند ولی از زنان غیر از مریم و آسیه کسی کامل نشده است.[۱]»

۲- او گفته است: «… همچنین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد کمال، یادآور شده که در زنان نیز ممکن است، و از میان آنان مریم دختر عمران و آسیه زن فرعون را معین نموده است.[۲]»

۳- و نیز گفته: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به کمال مریم و آسیه شهادت داده است.[۳]»

اکنون به احادیث و روایت اهل سنت در این باره اشاره میکنیم:

قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: فاطمه سیده نساء اهل الجنه:«حضرت زهرا سلام الله علیها سرور زنان اهل بهشت است.»(المستدرک حاکم نیشابوری ج۳ ص۱۵۳) (مسند احمد حنبل حدیث شماره ۱۸۱۵۳-۱۸۱۵۴)(صحیح مسلم با روایت المسور حدیث شماره ۴۴۸۲ الی ۴۴۸۵)

حضرت رسول (صلوات الله علیه وآله) فرمودند:«ان الله یبشرنی بأن فاطمه سیده نساء اهل الجنه و أن الحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنه».خداوند مرا بشارت به سیادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) نسبت به زنان بهشتی و نیز سیادت و سروری حسن و حسین(علیهما سلام) نسبت به جوانان بهشتی داده است. (مسند احمد حنبل حدیث شماره ی ۱۱۳۳۲ // سنن ترمذی حدیث شماره ی ۳۷۱۴)

در روایت صحیح پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:«یا فاطمه ألا ترضین أنْ تکونی سیده نساء العالمین و سیده نساء هذه الامه و سیده نساء المؤمنین.»( المستدرک، ج۳، ص۱۵۶.) این روایت را حاکم و ذهبی هر دو صحیح می دانند. این روایت رساترین دلیل بر افضلیت فاطمه(ع) بر همه زنان عالم (از حوا تا قیام قیامت) است و هر گونه برداشت نادرست را برطرف کرده است.

در روایتی دیگر پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به دختر عزیزش می فرماید: «ألا ترضین أنّک سیده نساء العالمین.» فاطمه عرض می کند: مریم چه می شود؟ فرمود: «تلک سیده نساء عالمها؛( محمد شوکانی، فتح القدیر، (بیروت: دار المعرفه، ۱۹۹۶م)، ج۱، ص۴۳۹.) او سرور زنان زمان خویش بود.»

در یک حدیث طولانی ابن عباس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده: «ابنتی فاطمه فإنّها سیده نساء العالمین مِن الأوّلین و الآخرین؛( ابراهیم جوینی، فرائد السمطین، ج۲، ص۳۵) دخترم فاطمه بی شک سرور زنان عالمین از اولین و آخرین است.»

در روایتی دیگر در ضمن حدیث طولانی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «در دفعه چهارم خداوند نظر کرد و فاطمه را بر زنان همه عالم برگزید.»( سلیمان قندوزی، ینابیع الموده، ص۲۴۷، باب ۵۶)

ابن عباس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده: «اربع نسوه سیدات عالمهن. مریم بنت عمران، و آسیه بنت مزاحم، و خدیجه بنت خویلد، و فاطمه بنت محمد و افضلهن عالِما فاطمه؛( سنن ترمذی حدیث ۳۸۱۳/ مسند احمد حنبل حدیث ۲۵۳۶-۲۷۵۱-۲۸۰۵) ( الدر المنثور، ج۲، ص۱۹۴) چهار زن، برتر و سرور زنان دوران خود هستند: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد که در بین آنان از همه عالم تر، فاطمه است.» در روایت دیگر به نقل ابن عباس فرمود: «افضل العالمین مِن النساء الأولین و الآخرین فاطمه».(المناقب المرتضویه، ص۱۱۳، به نقل از غلامرضا کسائی، مناقب الزهراء، (قم: مطبعه مهر، ۱۳۹۸ه)، ص۶۲)

کسی که می خواهد حضرت زهرا علیها سلام را در میان سخنان پوششی و مبهم تخریب کند، اساسا کمال را محصور به حضرت مریم و آسیه دختر مزاحم می کند و اشاره به سایر شخصیت ها مانند حضرت خدیجه و حضرت زهرا (علیها سلام) نمی نماید.

همچنین باید توجه نمود که روایات اهل بیت علیهم السلام بر این حقیقت تأکید دارند که برترین زنان بهشت چهار نفرند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه (سلام الله علیهم). و احادیث دیگری نیز وارد شده که حضرت زهرا سلام الله سیده زنان دو عالم است از ابتدا تا انتها و حضرت مریم بانوی زنان دوران خودش.

از خداوند معرفت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نمی خواهد

۴- او در فتوحات گفته است: « من از خداوند شناخت امام زمانم را نمی خواهم. اگر بپرسد من می دانم.»

اسماعیل خواجویی و فیض کاشانی می گویند:

« ای اهل نظر عبرت بگیرید، ابن عربی چگونه خود را از شناخت امام بی نیاز دانسته در حالی که حدیث «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیّه» را که مشهور بین همه علما است، شنیده است. خدا او را خوار کند و به حال خودش واگذارد ….[۴]»

جسارت به امیرالمؤمنین علی علیه السلام

۵- ابن عربی می گوید: «در معراج درجه ای را پایین تر از رتبه ابوبکر و عمر و عثمان دیدم. و دیدم که ابوبکر در عرش بود. هنگامی که بازگشتم به علی گفتم: تو چگونه در دنیا ادعا می کنی که برتر از اینها هستی در حالی که من مرتبه تو را پایین تر دیدم؟[۵]»

مراعات حاکمان در قضیه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

ابن عربی در کتابش « عنقای مغرب در ختم اولیاء و شمس مغرب» از امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صحبت می کند. لکن در این امر از آنچه اهل سنت اعتقاد دارند خارج نمی شود. او در ابتدای کتاب در نگارش بعضی موارد تردید می کند و بعضی چیزها را در جایی توضیح داده و در جای دیگر مخفی کرده است، سپس بازگشته و تصمیم گرفته که آن اسرار را افشاء کند.

ما بعد از مراجعه دریافتیم: ابن عربی در این کتاب آن چیزی که باید می گفت که همان اسرار باشد را ذکر نکرده است، بلکه آنچه موافق و بر حسب اعتقادات اهل سنت است را بیان کرده است.

ابن عربی از اینکه حکام، سخن او پیرامون امام مهدی (عج) را بدانند می ترسیده. وی عدم مشروعیت حکومت ایشان را می دیده و اینکه آن حکام اهل ظلم و ستم بوده اند. چه بسا او استناد می کند به این روایت که مهدی کسی است که زمین را سراسر عدل و داد می کند همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.[۶]

خوف او از حاکم به خاطر اتهامش به تشیع و این چیزها نیست. آنچه که در این کتاب و در تمامی کتابهایش آن را افشا و برملا می کند، جوهر و حقیقت عقیده اهل سنت و تقریر مذاهب فقهی و همه توجهات اعتقادی و فرهنگی ایشان است. و وقتی در چیزی با ایشان [اهل سنت] مخالفت می کند، این مخالفت در دایره تفکرات صوفی گرایانه او داخل می شود نه در حوزه تفکر شیعی.

ترجمه : سید مهدی شاهچراغی


[۱]الفتوحات المکیّه، ابن عربی، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۹۹۴م‏، ج ۱۲، ص ۲۶۹

[۲]همان، ج ۱۳، ص ۵۸۳

[۳]همان، ج ۱۰، ص ۳۴۹

[۴]الفتوحات المکیه، ابن عربی، بیروت، دار الصادر، (بی‌تا‏)، ج ۳، ص ۳۳۲ و ر.ک: بشاره الشیعه ص ۱۵۰ و روضات الجنات ج ۲ ص ۱۹۵

[۵]منهاج البراعه ج ۱۳ ص ۳۷۸ و ۳۷۹ به نقل از ابن عربی

[۶]الفتوحات المکیه، ابن عربی، بیروت، دار الصادر، (بی‌تا‏)، ج ۳، ص ۳۲۷

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل سیاسی یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری کنید.

  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.

  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    آزمون امنیتی *

    دکمه بازگشت به بالا