پیشنهادی:

رواج لواط میان مشایخ عصر مولوی و شیخی که بر اثر نفرین او مفعول شد!

مدیر سایت
6

در زمان مولوی، شاهد بازی به شدت در خانقاه ها رواج داشت، حتی بعضی از مشایخ خود مفعول (لواط دهنده) بودند، و این مساله به «علة المشایخ» یعنی بیماری مشایخ مشهور شده بود.

پیش تر و در پستی درباره شاهد بازی نیز نسبت شمس و مولوی با شاهدبازی را تبیین کردیم.

اما در زمان مولوی، شیخی بود به نام شیخ ناصرالدین که جایگاهی والا و مریدانی بسیار داشت. این شیخ شاهد باز که نخست فاعل (لواط کننده)بود، چون به مولوی اعتقادی نداشت و به سبب نفرین او، دچار علة المشایخ (بیماری مشایخ) و مفعول(لواط دهنده) شد. افلاکی از بزرگترین تذکره نویسان و پیروان طریقت مولوی، که کتاب مناقب العارفین او  به عنوان مهمترین و مفصل ترین منبع مولوی پژوهی مورد استفاده قرار می گیرد در این زمینه می نویسد:

«در زمان مولوی شیخی بود صاحب قبول و ذوالفنون، و او را مشهور، شیخ ناصرالدین گفتندی، صاحب تبصره و با شیخ صدرالدین درجمع علوم یکایک زدی و مریدان معتبر داشت. مگر روزى حضرت مولانا با چند درويشى از حوالى‏ء خانقاه مذكور عبور مى ‏كرد و او در جوسق‏ خوذ با مريدان خوذ نشسته بوذ؛ از ناگاه ديذ كه از دور حضرت مولانا با مريدان خوذ مى‏ گذرد؛ باصحاب خوذ گويذ كه نظر كنيذ كه مولانا در سيرت چه صورت تاريك و طريقت باريك دارذ با دستار دخانى و فرجى كبوذ و من هيچ نمى ‏دانم كه اين مرد چه سيرت و چه طريقت دارذ و خرقه او به كه مى‏ رسذ؛ نپندارم كه در وى نورى باشذ؛» (مناقب العارفین، احمد افلاکی، آنکارا، بى نا، ۱۹۵۹م‏، چاپ اول‏، ج1، ص 188)

این شیخ در حق مولوی اعتقادی نداشت، لذا مولوی او را نفرین کرد و گفت:

«ای حیز بی تمییز، خود همان بود از حیز مردی بیرون آمده حیز شد، عاقبة الامر چنان شد که دبابان را پنهان چیزکی می داد تا او را در کار آرند و مفعول میشد و آن بود که در شهر قونیه به «علة مشایخ» مشهور گشت و بعضی از بی باکان ناپاکان، گِرد او میگشتند و از او چیزها می بردند» (مناقب العارفین، احمد افلاکی، آنکارا، بى نا، ۱۹۵۹م‏، چاپ اول‏، ج1، ص 189)

  • لطفا از ارسال پیام هایی که به مسائل یا شخصیت های سیاسی مربوط می شود خودداری نمائید.
  • از ارسال کامنت های توهین آمیز پرهیز شود.
  • پیام هایی که در نقد شخصیت های صوفیه معاصر ارسال شوند، به منظور رعایت برخی مصالح عموم تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید