در این اثر که توسط استاد سید محمود هاشمی نسب و شیخ شعیب حدادی تالیف گردیده به نقد و بررسی کتاب هفت روز در بهشت محمد حسن وکیلی پرداخته شده است. نیز … ادامه مطلب
در بخشی ار کتاب محک در میزان یا عیار سنجی علمی صوفیان تحت عناوین: ادب صوفیان در مباحث علمی، نمونه ای از ادب و عفّت کلام [طهرانی] و اهانت به مراجع عظام … ادامه مطلب
به فاصله اندکی بعد از این جلسه، در تاریخ 23 اردیبهشت آقای محمد حسن وکیلی نشستی را تحت عنوان “حجیت کشف و شهود” در مشهد مقدس ترتیب داد تا اشکالات و سوالات آقای سبحانی در جلسه مذکور که عمدتا بدون پاسخ مانده بود را جواب دهد.
حجة الاسلام موسوی در این نوشتار به مباحث مطرح شده توسط آقای وکیلی درباره حجیت کشف و شهود و مسائل پیرامون آن پرداخته و مغالطات و خطاهای وی را برای مخاطبین روشن ساخته است. در مقدمه این مقاله آمده است:
صرف برگزاری این نشست توسط آقای وکیلی امری کاملا مطلوب و شایسته است و هیچ کس با این مهم مخالفتی ندارد لکن متاسفانه ایشان در طول جلسه با زیرپا گذاشتن آداب و اخلاق انسانی
در تمام کانال ها و سایت های مرتبط با جریان لاله زاری(طهرانی)، از قول حاج آقا محمود لولاچیان پدر همسر حاج آقا سید میثم خامنه ای نقل کردند که : مقام معظم رهبری کتاب روح مجرد را هفت بار مطالعه کرده اند!!
جریان طهرانی و به ویژه آقای حسن وکیلی اصرار زیادی دارند خود را به رهبر انقلاب منتسب نمایند و چهره ای انقلابی از خود نشان دهند. اکنون با دیدن این فیلم مخاطبان می توانند
خودستائی های عجیب مولوی و شمس – قسمت سوم در مناقب العارفین افلاکی مطلبی جالب توجه و قابل تأمل از مولوی نقل شده که از طرفی بر غرور و خودستاییِ بیش از … ادامه مطلب
در این فایل تصویری نکاتی از سوی آیت الله آقای سید فاضل میلانی، پیرامون برنامه مستند حدیث سرو در مورد زندگینامه مرحوم آیت الله میلانی ارائه شده است. خلاصه آن که دست … ادامه مطلب
اعتراض آیت الله سبحانی به فریبکاری جریان تصوف حوزوی در مشهد و خیانت نامیدن حرکت مزوّرانه[۱] آنها بهانه ای شد تا با مروری کوتاه بر سخنان و نوشته جات حسن وکیلی(یکی از اعضای پر سر و صدای این روزهای جریان تصوف در مشهد) به نمونه ای دیگر از فریب کاری های این مدعیان عرفان و اخلاق بپردازیم و خیانت آشکار آنها به مخاطبان خویش را تبیین کنیم. (در این رابطه بخوانید:واکنش تند آیت الله سبحانی به فریبکاری جریان تصوف حوزوی مشهد: کار آنها خیانت است)
مدتی پیش در جریان انتقاداتی که توسط یکی از بزرگان و اهل علم به جریان تصوف مشهد وارد شد، پاسخ هایی از آنها (به ویژه از محمد حسن وکیلی) به این انتقادات داده شد و در فضای مجازی منتشر گردید. که این پاسخ ها آکنده از فریب کاری و وارونه نمایی بود که در اینجا به یک نمونه از آنها اشاره می شود.
یکی از انتقاداتی که به شمس و مولوی وارد شد، این بود که شمس از مولوی درخواست زن زیبارو، شاهد زیبارو و در نهایت شراب کرده است و مولوی نیز بی درنگ درخواست وی را اجابت نموده و آنها را برای شمس فراهم می کند. این واقعه در کتبی که به شرح حال مولوی پرداخته اند چنین نقل شده است:
« روزی شمس الدین، از مولانا شاهدی [زیباروی] التماس کرد. مولانا حرم خود را دست گرفته در میان آورد. [شمس] فرمود که: او خواهر جانی من است. نازنین پسری می خواهم. [مولوی]فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد. [شمس] فرمود که: وی فرزند من است. حالیا اگر قدری شراب دست می داد ذوقی می کردم. مولانا بیرون آمد و سبویی از محله جهودان پر کرده بر گردن خود بیاورد»
حسن وکیلی چندین پاسخ جالب و به اصطلاح علمی!! به این انتقادات داده است که در ذیل به بررسی آنها می پردازیم.
تحریف معنای داستان شمس و مولوی
اولین ترفند وکیلی برای فرار از این اتهام بزرگ، تحریف معنای داستان بود. وی درخواست زن خوبروی و شاهد و پسر زیبارو را به طلب خدمتکار فرو می کاهد و عملا این واقعه را تحریف می کند. و پس از آنکه منتقدان این برداشت وی را ناصحیح و غیر علمی خواندند، آنها را با چماق تجهیل و تمسخر مورد عنایات عارفانه و صوفیانه خود قرار می دهد.
حال جالب است که اساتید ادبیات و مولوی شناسان برجسته ای به این داستان شمس و مولوی اشاره نموده اند و آن را دقیقا با همان معنایی که منتقدین نقل می کنند تقریر کرده اند که در ادامه به نمونه ای در این زمینه اشاره می شود. و با جستجویی که انجام شد، توجیه مضحک حسن وکیلی و تعبیر این واقعه به درخواست خدمتگذار، در هیچ کتاب ادبی و عرفانی دیده نشد.
شمس تبریزی پیش تر نیز یکی دیگر از صوفیان را با درخواستی مشابه و تقاضای نوشیدن شراب امتحان نموده بود. در مقالات شمس نقل شده که روزی
پیش تر، مطالبی تحت عناوین شطحیات و تعاریف فوق العاده بایزید بسطامی از خود ( قسمت 1 و قسمت 2 ) ، بر روی این تارنما قرار گرفت. همچنین عنوان نمودیم که مولوی و شمس تبریزی ، مثنوی را حق محض ، به دور از هر گونه باطل و حتی بالاتر از قرآن معرفی نموده اند. ادعای همسانی قرآن و مثنوی در حالی مطرح می شود که مثنوی ، مشتمل بر ده ها حدیث جعلی و تحریف شده ، ستایش صحابه معلوم الحال ، اخبار و تاریخ کذب و مناقب و فضائل سران صوفیه و افکار نادرست آنها می باشد .
شاید با شنیدن سخنان مولوی در زمینه همسان جلوه دادن قرآن و مثنوی و عکس العمل تند و ناسزای رکیک وی در مقابل منکر آن ، دچار شگفتی و حیرت شوید .[1] لکن با توجه به افکار و فرهنگ صوفیه ، خصوصا اعتقاد آنها در مورد قطب و ولی و موضوع فناء و وصال ، روشن می شود که مولوی ، سخن بر قاعده (صوفیانه) گفته و میوه ای است که از آن درخت چیده است .
خودستایی مولوی خودستایی های مولوی خود ستایی
بنا به عقیده بسیاری از صوفیه ، سالک پس از گذراندن منازل و مقامات (قوس صعود ) و از بین بردن تشخص و تعین فردی ، در اسماء و صفات الهی فانی و مستغرق می گردد و به میزانی که در حق فانی شود ، خدا در او تجلی می کند . تا آنجا که به کلی از خود فانی شود (فناء در ذات ) در آن هنگام ، خودیّت برخاسته و دیگر او ، او نیست ، بلکه یکدست (العیاذ باالله) خدا است . (فریاد انا الحق و من خدا هستمِ منصور حلاج و غیر او ، ناشی از همین توهم است ). از همین رو مدعی هستند که خطا در مرشد و پیر راه ندارد .
مولوی می گوید :
کان دعای شیخ نی چون هر دعاست فانی است و گفتِ او گفتِ خداست [2]
مولوی ادعا می کند که به بایزید وحی می شده و بر لوح محفوظ
مولوی : مثنوی هم سنگ قرآن است – شمس تبریزی : مثنوی بالاتر از قرآن است !!
مولوی دریافت های شخصی خود را در حد وحی الهی بالا برده و مثنوی خود را که آکنده از مطالب خلاف واقع و در تعارض با آموزه های عقلانی و وحیانی است، در مقدمه دفتر اول مثنوی چنین معرفی می کند:
«هذا کِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ أُصولُ أُصولِ أُصولِ الْدّین، فى کَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْیَقین!، وَ هُوَ فِقْهُ اللَّهِ الاکْبَر، وَ شَرْعُ اللَّهِ الازْهَر، وَ بُرهانُ اللَّهِ الاظْهَر، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ، یُشْرِقُ إِشْراقاً أَنْوَرَ مِنَ الْإِصْباحِ، وَ هُوَ جِنانُ الْجَنانِ، ذو الْعُیونِ وَ الْأَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمّى عِنْدَ ابْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً، وَ عِنْدَ اصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرٌ مَقامًا وَ أَحْسَنُ مَقِیلًا، الأَبْرارُ فیهِ یَأکُلونَ وَ یَشْرَبُونَ، وَ الْأَحْرارُ مِنْهُ یَفرَحُونَ وَ یَطْرَبونَ، وَ هُوَ کَنِیلِ مِصْرَ شَرابٌ لِلصّابِرینَ، وَ حَسْرَهٌ عَلى آلِ فِرْعَوْنَ وَ الْکافِرینَ، کَما قالَ تَعالى یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً…….. و انه شفاه الصدور و جلاء الاحزان و کشاف القرآن و سعه الارزاق و تطییب الاخلاق، بایدی سفره کرام برره یمنعون بان لا یمسّه الا المطهرون»
ترجمه : این است کتاب مثنوی و آن، کتابی است دربرگیرنده اصول اصلهای دین در
رابطه مولوی با سلاطین و دولتمردان قونیه و سلجوقیان رابطه مولوی با سلاطین و امراءِ قونیه که اکثر عمر مولوی در آنجا سپری شده کاملاً صمیمانه بوده و هیچ ضرورتی جهت تقیّه … ادامه مطلب