دستور خلاف شرع آقای محمد حسین طهرانی: قطع رحم با منتقدان و مخالفان سید هاشم حداد
محمد صادق طهرانی فرزند محمد حسین طهرانی در کتاب نور مجرد می نویسد:
«روزی به بنده فرمودند: «آقا سید محمدصادق اگر فرزند خود من نیز با کسانی که با مبانی توحیدی و عرفانی حضرت آقای حداد… مخالفند، مراوده و آمد و شد کند، با او هم قطع رابطه میکنم!»
و حقيقتا حضرت علامه والد اینچنین بودند و بر توحيد و أهل آن غیرت ورزیده و با أهل عناد و لجاج، تسامح و مداهنه نداشتند.
روزی خدمت ایشان عرض کردم: بعضی از أرحام در طهران با مرام شما و حضرت آقای حداد مخالفند و بنده متمایل
به فاصله اندکی بعد از این جلسه، در تاریخ 23 اردیبهشت آقای محمد حسن وکیلی نشستی را تحت عنوان “حجیت کشف و شهود” در مشهد مقدس ترتیب داد تا اشکالات و سوالات آقای سبحانی در جلسه مذکور که عمدتا بدون پاسخ مانده بود را جواب دهد.
حجة الاسلام موسوی در این نوشتار به مباحث مطرح شده توسط آقای وکیلی درباره حجیت کشف و شهود و مسائل پیرامون آن پرداخته و مغالطات و خطاهای وی را برای مخاطبین روشن ساخته است. در مقدمه این مقاله آمده است:
صرف برگزاری این نشست توسط آقای وکیلی امری کاملا مطلوب و شایسته است و هیچ کس با این مهم مخالفتی ندارد لکن متاسفانه ایشان در طول جلسه با زیرپا گذاشتن آداب و اخلاق انسانی
آیت الله صافی گلپایگانی دام ظله و رد کتاب الله شناسی آقای طهرانی
در کتاب “ما سمعت ممن رأیت” از قول سید عبدالهادی تهرانی ( نوه سید محمدحسین طهرانی) نقل شده است که حضرت آیت الله صافی گلپایگانی حفظه الله، کتابهای آقای طهرانی را حتی در کتابخانه خود نیز نمی گذاشتند:
«سال گذشته با دایی ام -جناب آقای سید احمد رضوی- رفتیم منزل آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی، کتاب الله شناسی جدّم را بردم. وقتی آقای رضوی مرا معرفی کردند که نوهٔ آقای حاج سید محمد حسین حسینی تهرانی هستم ، آقای صافی چند مرتبه با تعجب گفتند: آقای رضوی! آقای سید محمد حسین! بعد هم گفتند: من این کتاب ها را در کتابخانه ام نمی گذارم ، ببرید. کتاب را نگرفتند و گفتند: یک وقتی من یک کتاب اخلاقی مطالعه می کردم ، مرحوم آیت الله حاج سید احمد خوانساری آمدند وقتی دیدند ، گفتند: این کتاب را مطالعه نکنید. من تعجب کردم هر چه خواندم مطلب خلافی در آن ندیدم جز این که متوجه شدم یکی دو صفحه راجع به وحدت وجود مطالبی نوشته است.»
آیت الله رضوی یکی دیگر از عالمان ربانی بود که با فرقه و جریان آقای طهرانی مخالفت می کرد. ایشان کسی بود که آقای طهرانی وی را قبول داشت و او را مانند شیشه صاف و زلال میخواند. (ما سمعت، ج ۲، ص۱۱۴) اما آیت الله رضوی عرفان و روش آقای طهرانی را قبول نداشته و نوه خود را از روش او برحذر می داشته است. در كتاب “ماسمعت ممن رأيت” از سید عبدالهادی حسینی تهرانی (نوه آقایان طهرانى و رضوی) چنین
در تمام کانال ها و سایت های مرتبط با جریان لاله زاری(طهرانی)، از قول حاج آقا محمود لولاچیان پدر همسر حاج آقا سید میثم خامنه ای نقل کردند که : مقام معظم رهبری کتاب روح مجرد را هفت بار مطالعه کرده اند!!
جریان طهرانی و به ویژه آقای حسن وکیلی اصرار زیادی دارند خود را به رهبر انقلاب منتسب نمایند و چهره ای انقلابی از خود نشان دهند. اکنون با دیدن این فیلم مخاطبان می توانند
صوفیان فرقه نعمت اللهی و گنابادی و دستور به تصور صورت پیر و مرشد در عبادات! یکی از دستوراتی که دراویش و صوفیان فرقه ای به پیروان خود میدهند، آن است که … ادامه مطلب
اما اخیرا مطلع شدیم که ظاهرا این بی اخلاقی ها و بی تقوایی ها در اثر جدید وی نیز جلوه گر شده؛ کتابی که در این همایش به نام آقای وکیلی رونمایی شد تا حدّ زیادی کپی برداری از «وبلاگ آثار» آن هم بدون اجازه و اطلاع نویسنده و نیز سرقت علمی و تحریف مطالب بوده است.
در تاریخ ۲۶ دی ماه ۱۳۹۸ آقای محمد حسن وکیلی به کمک جمعی دیگر از صوفیان در مشهد مقدّس همایشی با عنوان گرامیداشت شهید اوّل برگزار و در حضور جمعی از اساتید فلسفه و عرفان از سه کتاب جدید خود رونمایی کرد. یکی از این سه کتاب، کتاب «تطهیر الشریعه عن حدیقه الشیعه» است و ۵۲۰ صفحه دارد که تقریباً ۲۰۰ صفحه آن کپیبرداری از وبلاگ آثار است. متأسّفانه آقای محمد حسن وکیلی بدون اجازه و اطّلاع نویسندهی وبلاگ آثار دست به انتشار این حجم گسترده زده که غیرمتعارف بوده و طبق قانون حمایت از حقوق مؤلّفین جرم است.
عجیبتر آن که در حدود نیمی از این حجم گسترده، بدون ارجاع به وبلاگ آثار و در حکم سرقت علمی و انتحال است. او همچنین با ایجاد تحریف در برخی عبارات وبلاگ سعی کرده، مرجع اصلی را مخفی کرده و متن را به خود نسبت دهد.
جریان وابسته به محمد حسن وکیلی با رسانه ای شدن این بی اخلاقی و سرقت مطالب، -طبق معمول- به جای عذرخواهی و پذیرش خیانت خود، اتّهامات را روانهی مدیر وبلاگ آثار و سایر منتقدان کردهاند؛ لذا در ادامه مستندات این خیانت علمی ارائه می شود.
در صورتی که آقای وکیلی و دوستانشان بر این رفتار زشت خود پافشاری کنند، ناچار خواهیم بود که از طریق دادخواست قانونی و در دادگاه ویژهی روحانیت
اعتراض آیت الله سبحانی به فریبکاری جریان تصوف حوزوی در مشهد و خیانت نامیدن حرکت مزوّرانه[۱] آنها بهانه ای شد تا با مروری کوتاه بر سخنان و نوشته جات حسن وکیلی(یکی از اعضای پر سر و صدای این روزهای جریان تصوف در مشهد) به نمونه ای دیگر از فریب کاری های این مدعیان عرفان و اخلاق بپردازیم و خیانت آشکار آنها به مخاطبان خویش را تبیین کنیم. (در این رابطه بخوانید:واکنش تند آیت الله سبحانی به فریبکاری جریان تصوف حوزوی مشهد: کار آنها خیانت است)
مدتی پیش در جریان انتقاداتی که توسط یکی از بزرگان و اهل علم به جریان تصوف مشهد وارد شد، پاسخ هایی از آنها (به ویژه از محمد حسن وکیلی) به این انتقادات داده شد و در فضای مجازی منتشر گردید. که این پاسخ ها آکنده از فریب کاری و وارونه نمایی بود که در اینجا به یک نمونه از آنها اشاره می شود.
یکی از انتقاداتی که به شمس و مولوی وارد شد، این بود که شمس از مولوی درخواست زن زیبارو، شاهد زیبارو و در نهایت شراب کرده است و مولوی نیز بی درنگ درخواست وی را اجابت نموده و آنها را برای شمس فراهم می کند. این واقعه در کتبی که به شرح حال مولوی پرداخته اند چنین نقل شده است:
« روزی شمس الدین، از مولانا شاهدی [زیباروی] التماس کرد. مولانا حرم خود را دست گرفته در میان آورد. [شمس] فرمود که: او خواهر جانی من است. نازنین پسری می خواهم. [مولوی]فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد. [شمس] فرمود که: وی فرزند من است. حالیا اگر قدری شراب دست می داد ذوقی می کردم. مولانا بیرون آمد و سبویی از محله جهودان پر کرده بر گردن خود بیاورد»
حسن وکیلی چندین پاسخ جالب و به اصطلاح علمی!! به این انتقادات داده است که در ذیل به بررسی آنها می پردازیم.
تحریف معنای داستان شمس و مولوی
اولین ترفند وکیلی برای فرار از این اتهام بزرگ، تحریف معنای داستان بود. وی درخواست زن خوبروی و شاهد و پسر زیبارو را به طلب خدمتکار فرو می کاهد و عملا این واقعه را تحریف می کند. و پس از آنکه منتقدان این برداشت وی را ناصحیح و غیر علمی خواندند، آنها را با چماق تجهیل و تمسخر مورد عنایات عارفانه و صوفیانه خود قرار می دهد.
حال جالب است که اساتید ادبیات و مولوی شناسان برجسته ای به این داستان شمس و مولوی اشاره نموده اند و آن را دقیقا با همان معنایی که منتقدین نقل می کنند تقریر کرده اند که در ادامه به نمونه ای در این زمینه اشاره می شود. و با جستجویی که انجام شد، توجیه مضحک حسن وکیلی و تعبیر این واقعه به درخواست خدمتگذار، در هیچ کتاب ادبی و عرفانی دیده نشد.
شمس تبریزی پیش تر نیز یکی دیگر از صوفیان را با درخواستی مشابه و تقاضای نوشیدن شراب امتحان نموده بود. در مقالات شمس نقل شده که روزی
آیت الله جعفر سبحانی، فریب و نیرنگ مدعیان اخلاق و متصوفان حوزوی در مشهد را تخطئه و آنها را خیانتکار دانستند. جریان تصوف حوزوی در مشهد که اخیرا فعالیت خود را به … ادامه مطلب
در مطالب پیشین به دیدگاه برخی سران صوفیه درباره عزاداری امام حسین علیه السلام به صورت تفصیلی پرداخته شد.(ر کبه: نگاه مولوی و شمس تبریزی به عزاداری امام حسین علیه السلام و واقعه کربلا) برای نمونه بیان شد که مولوی واقعه عاشورا را صرفا یک حادثه ی تاریخی می داند که اساسا دوران آن گذشته و امروز دیگر سخن از یزید نیست. مولوی می گوید کسانی که عمری برای امام حسین علیه السلام عزاداری کرده اند در خواب غفلت به سر برده اند و حقیقت عاشورا را نفهمیده اند و روز عاشورا، روز جشن و شادی است[۱]. شمس تبریزى (استاد مولوی) نیز گریه بر خاندان عصمت و طهارت را به استهزا می گیرد.[۲]
عبدالقادر گیلانی (قطب اعظم و سرسلسله فرقه صوفیه قادریه) درباره عزاداری در روز عاشورا همین باور را ابراز کرده است؛ عبدالقادر گیلانی در صدد پاسخ به اشکالِ شیعیان بر اهل تسنن درباره روزه روز عاشورا و سرور این روز بر می آید و می گوید: «قومی (شیعیان) به روزه گرفتن و بزرگداشت روز عاشورا ایراد گرفته اند و گمان کرده اند به خاطر قتل امام حسین رضی الله عنه در این روز، روزه گرفتن جایز نیست و گفته اند به خاطر شهادت ایشان باید در این روز هر ساله عزاداری کرد و طعنه می زنند که شما این روز را روز فرح و شادی قرار می دهید… کسی که قائل به این حرف باشد خطا کار است و مذهبش قبیح است زیرا خداوند خواسته است به خاطر قرار دادن شهادت سبط نبی صلوات الله علیه [و آله] و سلم در این روز مبارک بر مقام ایشان بیفزاید و او را به مقام خلفای راشدین برساند[۳]» همچنین بیان شد که با توجه به تعلیقات اساتیدی مانند بدیع الزمان فروزانفر، اشعاری چون کجائید ای شهیدان خدائید از مولوی نیست و در نسخ معتبر خطی قونیه و … وجود ندارد.[۴]
«در تمام دهه عزاداری، حال حضرت[سیدهاشم] حداد بسیار منقلب بود. چهره سرخ میشد و چشمان درخشان ونورانی؛ حال حزن و اندوه در ایشان دیده نمیشد؛ سراسر ابتهاج و مسرت بود. میفرمود: چقدر مردم غافلند که برای این شهید جانباخته غصه میخورند و ماتم و اندوه بپا می دارند… تحقیقاً روز شادی و مسرّت اهل بیت (علیهم السلام) است»[۵]
اما آقای وکیلی که از صوفیان حوزوی و مدافعان سرسخت آنان است در مطلبی مفصل، تلاش نموده تا به این اشکالات پاسخ دهد و تخطئه عزاداری امام حسین علیه السلام توسط برخی از عرفا و صوفیه را توجیه و تطهیر نماید. او ابتدا واقعه عاشورا را واقعه ای دو بعدی معرفی می کند که یک بعد آن مسرت بخش و بعد دیگر آن حزن آور است. سپس با تمسک به برخی مطالب بی سند و تحریف معانی برخی روایات، همچنین نتیجه گیری نادرست و مغالطه آمیز از مطالبی دیگر، سعی می کند تا سرور در روز عاشورا را در کنار عزاداری توجیه نماید و بلکه آن را در جایگاه والاتری قرار دهد. او همچنین مدعی می شود که مصائبی چون آتش زدن خیمه ها و کتک خوردن اهل بیت امام حسین علیه السلام و…، رحمت و نعمت است. او عملا با تنزل مقامات ائمه معصومین علیهم السلام تلاش می کند تا سخنان اولیای صوفیه را توجیه کنید که این ناشی از قصور معرفت و درک عارفان صوفی مسلک نسبت به ائمه هدی علیهم السلام است. در این نوشتار، ادعاهای جناب وکیلی نقل و سپس نقد و بررسی می گردد.
برداشت های ناصحیح از روایات و نصوص دینی
آقای وکیلی می نویسد: «واقعه عاشورا یک واقعه دو بعدی است. در روایات أئمه علیهم السلام فرمودهاند: یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»
پیگیری آیت الله صافی گلپایگانی برای ممانعت از سخنرانی موسوی مطلق در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها اخیرا جناب موسوی مطلق در یکی از شبکه های اجتماعی، از مراجع معظم … ادامه مطلب