پیشنهادی:

پاسخ به بیانیه آقای موسوی مطلق درباره مطالب صوفیانه کتاب قبول اهل دل

بسم الله الرحمن الرحیم

پس از انتشار استفتائات صورت گرفته از مراجع عظام تقلید (دام ظلهم)، بیانیه ای از ناحیه آقای سید عباس موسوی مطلق منتشر گردید که بر خود لازم دیدیم که به اتهامات وارده و همچنین انحراف اذهان و فرافکنی های صورت گرفته پاسخی جامع و کامل ارائه دهیم. به دلیل اینکه رویکرد ما در پاسخگویی ارائه سند و دلیل و بحث علمی و منطقی است، ممکن است این مطلب کمی طولانی شده باشد. لذا از مخاطبین خواهشمندیم برای روشن شدن موارد مورد بحث تا انتهای مطلب همراه ما باشند.

مروری بر فراکنی ها و اتهامات آقای موسوی مطلق و فرار از ارائه بحث علمی

لازم به ذکر است که آقای موسوی مطلق پیش تر در جریان جعلی خواندن احادیث نقد تصوف توسط سایت وی، در ضمن بیانیه ای، با وارد ساختن اتهامات و برچسب های گوناگون سیاسی و اعتقادی از پاسخ مستدل و علمی طفره رفت و سعی نمود تا اذهان مخاطبان را منحرف نماید. و در انتها که اسناد سایت ایشان را از آرشیوهای بین المللی ارئه کردیم به اشتباهات خود در انتشار متن مصاحبه اعتراف نکرد! در واقع، وی که مدعی عرفان و سلوک و اخلاق و است به راحتی با وارونه نمائی و دروغ، اشتباهات خود را پنهان نمود و با تهمت و برچسب های مختلف، آن را به دیگران نسبت داد!
وی تابحال نیز از حذف آن مطلب خلاف و انحرافی که در دفاع از صوفیه می باشد، خودداری کرده است.
برای مطالعه مطالب رد و بدل شده در جریان جعلی خواندن احادیث نقد تصوف و مشاهده تهمت ها و افتراهای آقای موسوی مطلق به لینک های زیر مراجعه کنید:

عبدالقائم شوشتری: صوفیه از اولیاء الله هستند و احادیث نقد تصوف جعلی است!

تکذیب مطالب سایت موسوی مطلق توسط عبدالقائم شوشتری

پاسخ به بیانیه سرتاسر تهمت و افتراء و به ظاهر مستدل جناب موسوی مطلق در سال گذشته

پاسخ به اتهامات سیاسی و برچسب های گوناگون آقای موسوی مطلق

اکنون در این جریان نیز چیزی که در ابتدا و بیشتر از سایر مسائل به چشم می خورد، برچسب های مختلفی است که نثار منتقدین مطالب ایشان شده است.

در مرحله بعدی،

ادامه مطلب

انتقاد استاد میرباقری از عرفان مبتنی بر معرفت النفس

لزوم وصول و اتصال مؤمن به امام معصوم علیه السلام

آیت الله سید محمدمهدی میرباقری در سخنرانی شب دوم محرم الحرام ۱۴۳۹ قمری (۱۳۹۶ شمسی) در مدرسه فیضیه حوزه علمیه قم، ضمن تاکید بر لزوم وصول مومنین به امام معصوم علیه السلام از عرفان های مبتنی بر معرفت نفس انتقاد نمود. بخشی از سخنان ایشان را در ذیل مشاهده می کنید:

انسان تا به امام نرسیده در حجاب است… دنبال خداوند متعال می گردد… خودش را پیدا می کند… به درونش نگاه می کند خودش را می بیند و در بیرون سایر مخلوقات را… انسانی که با خودش در عالم سیر می کند … هم خودش حجاب خودش می شود هم عالم حجاب انسان می شود و آن انسان در تاریکی است.

ولی همین که انسان به امام رسید و این خورشید را درک کرد… به تعبیر امام رضا علیه السلام: الْإِمَامُ کَالشَّمْسِ الطَّالِعَهِ الْمُجَلِّلَهِ بِنُورِهَا لِلْعَالَم‏… [۱]

این خورشیدی که عالم را روشن کرده ، وقتی این خورشید دیده شد و هم در درون انسان روشن شد، به تعبیر امام باقر علیه السلام به ابوخالد کابلی :

امام قلب مومن را روشن می کند و نور امام در قلب مومن از خورشید در روز روشن آشکارتر است؛ وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَهِ بِالنَّهَار[۲]

اگر کسی به امام رسید از درون نورانی می شود الْمُؤْمِنُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ [۳] و با نور الهی به عالم نگاه می کند…

وقتی به امام رسید و از نفس خودش و شیاطین و حجاب های ظلمانی خارج شد ، سیرش با امام شروع می شود.

عنایت بکنید معرفت نفس جز از این طریق واقع نخواهد شد، اینکه می گویند انسان باید به معرفت نفس برسد، معرفت نفس وقتی است که انسان به امام برسد ، تمام هدایت ها از امام ناشی می شود. امام آن خورشیدی است که خداوند متعال در عالم روشن کرده است. اگر آن خورشید بر وجود انسان نتابد، انسان عوالم خودش را نمی بیند.

معرفت نفس هم جز با معرفت امام، هدایت امام و همراهی با امام حاصل نمی شود…

اینکه کسی خیال بکند خود انسان شروع می کند و از طریق معرفت النفس، من عرف نفسه فقد عرف ربه، نفس خودش را پیدا می کند و خدا را پیدا می کند اینها توهمات است اینها [ناشی از] ریاضات است. اینها خود حجاب بر روی حجاب است. انسان تا به امام نرسد و همراه با امام علیه السلام نشود نمی تواند معرفت نفس پیدا کند و نمی تواند آیات انفسی و آفاقی را ببیند.

همه عالم ظلمات می شود. درون خودش و بیرون را تاریک می بیند. قوای ظاهری خودش را هم نمی بیند تا چه رسد به باطن و معرفت النفس!

معرفت النفس نیز مانند سایر آیات است. این احتیاج به ارائه الهی دارد. سنریهم آیاتنا فی الافاق[۴]

و ارائه آیات با نور امام علیه السلام واقع می شود.

انسانی که به امام رسید از الان در وادی بهشت سیر می کند… نقطه مقابل هم سیر با نفس است. سیر با ائمه نار و اولیای طاغوت… اگر با آنها سیر کردید، سیر انسان در وادی ظلمات است. هر چه اتصال انسان به آنها شدیدتر شود، ظلمات بعضها فوق بعض[۵] حجابهای ظلمانی او بیشتر می شود. هم قوای درونی او تاریکتر می شود هم در بیرون … در زندان ظلمات اولیای طاغوت زندانی می شود…

https://ebnearabi.com/wp-content/uploads/2017/09/a-mirbaqeri-marefat-e-nafs.mp3?_=1

 

برای دانلود فایل صوتی سخنان استاد میرباقری درباره معرفت نفس

ادامه مطلب

انتقاد استاد میرباقری از ترویج اشعار حافظ و باباطاهر در مقابل ادعیه اهل بیت علیهم السلام

نقد آیت الله میرباقری به باز کردن دکان حافظ و باباطاهر در مقابل اهل بیت علیهم السلام

به گزارش پایگاه اینترنتی پژوهشی درباره ابن عربی، آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با تاکید بر اهمیت دعا و اینکه دعا از بهترین برنامه ها برای اصلاح نفس انسان است بیان نمود که هیچ کس جز معصومین علیهم السلام نمی تواند سرپرستی و تربیت نفس و روح انسان ها را بر عهده بگیرد. وی همچنین از ترویج اشعار برخی شعرا مانند حافظ و باباطاهر و … در مقابل معارف و ادعیه ماثوره از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام انتقاد کرد.

فایل صوتی سخنرانی استاد میرباقری در نقد ترویج اشعار حافظ و باباطاهر و … در مقابل ادعیه مأثوره از معصومین علیهم السلام

قسمتی از متن سخنرانی استاد میرباقری:

دعا نیازهای ما را فعال میکند و نیازهای ما را تهذیب می کند. نیاز های ما را از غیر خداوند متعال قطع می کند و فلش وجود ما را به طرف خداوند متعال هدایت می کند. لذا دعا اکسیر اعظم است… مس وجود انسان با دعا طلا می شود… اگر کسی اهل دعا شد آدم دیگری می شود. تربیت نفس با دعاست. با دعا شعله های هوس های ناروا را در وجود ما خاموش کرده اند. با دعا شعله محبت به خدا و عشق به قرب و حضور و نجوی را در ما زنده کرده اند. با دعا همه نیازهای ما را به سمت خداوند متعال هدایت کرده اند. با این اوصاف، انسان باید تربیت خود را به چه کسی بسپارد؟ چه کسی نفس انسان را باید در این وادی هدایت کند جز معصوم (علیه السلام)؟ …

اگر نفسی پشت ذکرهای ما نباشد خاصیتی ندارد … اگر انسان می خواهد خود را تربیت کند باید خودش را دست معصوم بسپارد ، دعاهایی که از ناحیه معصوم صادر شده را بخواند. نباید انسان با دیوان حافظ تربیت بشود. کتاب خوبی است. شما اگر با دیوان حافظ مانوس شدید ذیل او حرکت می کنید. اگر فرض بگیریم که او شخصیتی نورانی است، پس حجابی نورانی خواهد بود. شما با آن حجاب سیر می کنید. اگر با بقیه [با غیر معصومین علیهم السلام] راه رفتید خیلی هنر کنند شما را اندازه خودشان [بالا بکشند]… اندازه خودشان هم که نمی توانند شما را زیردست خودشان قرار می دهند. تفاوت هست دیگر خود انسان باید انتخاب کند.

اگر بخواهیم تربیت بشویم و یک روحی ما را حمایت بکند و ما را با دعاها سیر بدهد باید با معصوم (علیه السلام) سیر کنیم. و ادعیه معصومین (علیهم السلام) را بخوانیم و با مناجات های معصومین (علیهم السلام) مانوس باشیم. اگر کسی با صحیفه سجادیه ، صحیفه علویه و مفاتیح و ابوحمزه و سایر ادعیه مانوس بود، تحت تربیت معصوم (علیه السلام) قرار می گیرد.

در جایی دیدم که عزیزی روبروی کعبه در مسجد الحرام نشسته بود، باباطاهر می خواند و اشک می ریخت! هم خوشم آمد هم خنده ام گرفت… اینجا جای مناجات خمسه عشر خواندن هست بنده خدا! کنار کعبه ابوحمزه و مکارم الاخلاق را رها کند، باباطاهر بخواند و گریه کند؟ طیب الله انفاسکم… فقط همین را می توانم بگویم!

…وقتی امام سجاد (علیه السلام) به ما امر فرموده سحر این دعا را بخوانید، اما دأب فرد این باشد که حافظ بخواند و اشک بریزد! طیب الله انفاسکم . تهذیب خواسته های ما و اینکه چه بخواهیم و چه نخواهیم ، هر چیزی را چقدر بخواهیم ، چند بار بخواهیم ، کجای دعا محبت خداوند را بخواهیم ، کجا همه دنیا را زیر پا بگذاریم و بگوییم سیدی اخرج حب الدنیا من قلبی… کجای دعا به خدای متعال عرض کنیم اللَّهُمَّ امْلَأْ قَلْبِی حُبّاً لَکَ وَ خَشْیَهً مِنْکَ وَ تَصْدِیقاً لَکَ وَ إِیمَاناً بِکَ وَ فَرَقاً مِنْکَ وَ شَوْقاً إِلَیْکَ اینها را کجا باید بگوییم؟ معصوم (علیه السلام) است که می داند انسان را چگونه سیر دهد تا به مقصد برساند. کدام نیاز را چقدر باید سرمایه گذاری کرد. چگونه باید خوف الهی را در دل زنده کرد؟ چگونه باید رجای به خداوند متعال را در دل زنده کرد؟ این کار معصوم (علیه السلام) است.

جامعه را منحرف نکنیم. طبقه مرجع مقابل اهل بیت علیهم السلام درست نکنیم. اگر بنا بوده تربیت بشویم اهل بیت علیهم السلام باب تربیت را باز کرده اند و تا آخر خط را گفته اند. دکان های متعدد مقابل اهل بیت علیهم السلام درست نکنیم. برای مردم رهزن ایجاد نکنیم. یعنی چه؟ مگر باب را به روی شما بسته اند؟ مگر قرآن و صحف معصومین (علیهم السلام) نیست؟ شما خانه امام سجاد علیه السلام را رها کردید درب خانه کسی دیگر را می زنید و با او اشک می ریزید؟ … (تاریخ سخنرانی: ۹۳/۳/۱۱)

 

https://ebnearabi.com/wp-content/uploads/2017/07/a.mirbaqeri.mp3?_=2

 

برای دانلود فایل صوتی سخنان استاد میرباقری

ادامه مطلب

سخنرانی دکتر دینانی درباره کوروش و ترجمه عجیب و ناصحیح روایت معروف

تأملی در بیانی به‌ غایت نادرست از جناب دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی

جناب دکتر ابراهیمی دینانی در اظهاراتی احساسی با بیان مطالبی درباره ایران باستان، زادگاه اصلی فلسفه و تاثیر پذیری افلاطون از حکمت ایرانی می‌گوید:
«حدیث جعل می‌کنیم و می‌گوییم؛ “الاسلام یجب ما قبله” قبل از اسلام هیچ خبری نبوده، نخیر خیلی خبر بوده. ما کوروش داریم.»

این بیان نادرست از جناب دکتر دینانی در باره حدیث نبوی مشهور بین شیعه و سنی واقعا جای تعجب دارد…!
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی‌ که مشهور به‌ حدیث‌ جب است می‌گوید: «إِنَّ الإِسْلامَ یَجُبُّ ما قَبْلَه؛ ایمان آوردن به‌ اسلام، گناهان قبل از اسلام آوردن شخص را بی‌اثر می‌کند.» [۱]

ظاهرا جناب دکتر دینانی معنای این حدیث شریف و قاعده مهم فقهی جب را که از این حدیث مشهور گرفته شده است فراموش و در نتیجه، تعبیری‌ نادرست ارائه‌ کرده‌ اند!

قاعده جب، از جمله قواعد مهم فقهی است که مورد اتفاق فقهای اسلامی است. این قاعده هم در حقوق کیفری مورد استناد قرار می‌گیرد و هم در حقوق مدنی. بر اساس این قاعده، لغزش‌ها و خطاهای افراد با پذیرش اسلام مورد چشم‌پوشی قرار می‌گیرد. قاعدۀ جب، مورد قبول تمامى فقهاى اسلام از مذاهب مختلف است و در موارد فراوان، چه در حقوق جزاى اسلامى و چه در حقوق مدنى، بدان استناد کرده‌اند.

در موارد متعددی از ناحیۀ اهل سنت و از ناحیۀ شیعه، از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرموده‌ اند:

ادامه مطلب

مناظره آقایان مهدی نصیری و خسروپناه پیرامون عبارت انسان کامل

در یکی از شبکه های اجتماعی (تلگرام) مطالبی مناظره گونه بین استاد مهدی نصیری و حجت الاسلام خسروپناه پیرامون عبارت انسان کامل و کاربرد آن برای علمای بزرگوار شیعه رد و بدل شد که شما را به مطالعه آن دعوت می کنیم.

استعمال عبارت انسان کامل توسط یعقوبی قائنی برای مقام معظم رهبری

چندی پیش حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه تصویری از دیدار خود با آقای یعقوبی قائنی را به همراه مطلبی با عبارات زیر در فضای مجازی منتشر نمود:

«امشب در محضر حاج آقا یعقوبی قاینی… در مشهدالرضا رسیدیم وی در جمع همگان فرمودند: ایشان (مقام معظم رهبری) یک پارچه نور است وی در جلسات متعدد فرمودند: ایشان انسان کامل است.»

نکته مهم: آقای یعقوبی قائنی یکی از عارفان صوفی مسلک است که گرایشات صوفیانه وی بسیار غلیظ و شدید می باشد. او در حالی که در قید حیات است کتابی در وصف خود و بیان کرامات، تصرفات و عنایات خودش! تالیف نموده و در آن به کرات، مقاماتی خیالی برای خویش متصور شده است! با توجه به حجم کتاب، انحرافات موجود در آن به راحتی قابل احصاء نیست و ان شاء الله در مطالب جداگانه به آنها پرداخته خواهد شد.

پاسخ مهدی نصیری به مطلبی که خسروپناه از یعقوبی قائنی نقل کرد

مهدی نصیری در واکنش به نقل قول خسروپناه از سید حسین یعقوبی قائنی مبنی بر اینکه «رهبر معظم انقلاب انسان کامل است» نوشت:

اصطلاح انسان کامل از

ادامه مطلب

ادعای الوهیت و اذکار کفر آمیز در کتب سران عرفان و تصوف- بخش۲

بسم الله الرحمن الرحیم

انحرافات سید احمد نجفی (آقا جون) در کتاب شراب طهور

در پست قبلی به مطالب یکی از سران عرفان و تصوف اشاره شد و بیان گردید که وی، ذکر “لا اله الا انا را در کتاب خویش چاپ و به آن سفارش نموده است! او با توهین به منتقدین، آنها را تجهیل نموده و با تکبر و منیتی در خور توجه، به تعریف و تمجید از خویش می پردازد و خود را از نوادر آخر الزمان می داند!

در این مطلب به یکی دیگر از مدعیان عرفان خواهیم پرداخت که اذکاری اینچنین را در کتب خود ذکر کرده است!

در ادامه به چند مورد از انحرافات سید احمد نجفی (ملقب به آقاجون) که یکی از به اصطلاح عرفا بود، اشاره می شود:

ادعای الوهیت برای صوفیان و ذکر لا اله الا انا

وی در کتاب شراب طهور، عرفا و صوفیان را در مقام خدایی و الوهیت قرار می دهد و می نویسد:

«… عارف می گوید: لا اله الا انا فاعبدنی… عارف در سیر مراتب توحید، از “لا اله الا الله” آغاز می کند و پس از آن به “لا اله الا هو” می رسد و پس از آن به “لا اله الا انت” و در نهایت به “لا اله الا انا

ادامه مطلب

ادعای الوهیت و اذکار کفر آمیز در کتب سران عرفان و تصوف- بخش۱

بسم الله الرحمن الرحیم

شطحیات و ادعاهای عجیب عارفان صوفی مسلک در طول تاریخ

در تاریخ ثبت شده است که بسیاری از سران عرفان و تصوف، ادعاهای عجیب نموده و دعوی الوهیت داشته اند (مانند حلاج و بایزید بسطامی و …). برای نمونه در یکی از مطالب سایت بیان شد که بایزید بسطامی با صراحتی عجیب، خود را از خداوند و حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز بالاتر می داند! برای مشاهده این مطالب بر روی لینک های روبرو کلیک کنید: ادعای مضحک برتری بر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلمادعای مضحک برتری بر خداوند متعال

در یکی دیگر از مطالب نیز بیان گردید که شمس تبریزی در کمال بی ادبی و جسارت، به قرآن و ساحت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله توهین می کند و می گوید که خواندن قرآن مرا تاریک می کند و رساله مخلوقات تاریک کننده هستند چه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد چه غیر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) (نعوذ بالله)! مشاهده این مطلب در لینک روبرو: اهانت شمس تبریزی به قرآن و حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله

در مقابل، برخی از عارفان صوفی مسلک در صدد توجیه این شطحیات برآمده و برای مثال می گویند که این ادعاها در شرایط طبیعی مطرح نشده و عرفا در حالت بی خودی و بدون داشتن اختیار، چنین کلماتی را بر زبان رانده اند.

بیان اذکاری عجیب در کتاب یکی از عرفای معاصر

اما در کمال تعجب یکی از شخصیت های برجسته عرفان و تصوف که در قید حیات نیز می باشد و بسیاری از حوزویان نیز شاگرد وی بوده اند، طی دستور العملی، اذکاری را در کتاب خویش بیان و آن را روانه بازار چاپ نموده که این اذکار در نوع خود کم نظیر و بی سابقه می باشد! طبق تحقیقات به عمل آمده، وی از مشایخ یکی از جریانات تصوف فرقه ای نیز می باشد.

وی با صراحت تمام بیان می کند که هر روز پیش از نماز صبح پس از طی مراحل و بیان اذکار و اورادی خاص، به تعداد مشخصی این ذکر را می گوید: لا اله الا انا !

حال چگونه کسی که ادعای عرفان ناب دارد، چنین اذکاری را در حالتی کاملا طبیعی در قالب یک کتاب ارائه و چاپ می کند و در اختیار عموم مردم نیز قرار می دهد! اذکاری که هیچ گونه توجیه علمی و اعتقادی ندارند و خداوند متعال در جای جای قرآن مجید، ادعای الوهیت را مساوی با کفر و شرک دانسته است. چگونه چنین ذکری می تواند در منظومه معرفتی اسلامی تعریف شود؟

بنا به دلائلی و برای دفع مفاسد احتمالی، نام وی ذکر نمی شود. اما تصویر صفحه ی مذکور از کتاب

ادامه مطلب

سید عباس موسوی مطلق و ترویج مطالب صوفیه|نور ذات الهی سیاه است!

مشاهده نور سیاه در سیر و سلوک عرفان و تصوف!

سید عباس موسوی مطلق در کتاب خواجه قنبر در دیوان خواجه شیراز می نویسد:

در روز ازل یک قطره سیاهی که شاید مقصود از همان نور ذات، که سیاه است و اتفاقاً قدیمی ها نیز در مثالها گفته اند بالاتر از سیاهی رنگی نیست، چون سیاهی همان نور ذات است. خلاصه یک قطره سیاه از قلم تو بر ماه افتاد که تمام مشکلات عالم ماوراء الطبیعت حل شد. [۱]

جالب است که بحث نور سیاه در هیچ کدام از فرق و مذاهب مختلف اسلامی جز صوفیه، مطرح نشده است! و سران تصوف درباره نور سیاه مطالب بسیاری بیان نموده اند. برای نمونه به چند مورد از این مطالب در آثار سران تصوف اشاره می شود.

لاهیجی قطب بزرگ‌ سلسله نوربخشی می گوید:

دیدم تمام عالم را نور سیاه فراگرفته، چنانچه همه اشیا به رنگ آن نورند، و من مست و‌ شیدا گشته، غرق این نورم، و‌ ریسمانی از نور

ادامه مطلب

نفوذ صوفیان فرقه ای (ذهبیه) در سایت حوزه (hawzah.net)

ترویج فرقه ی ذهبیه در سایت حوزه علمیه (hawzah.net)

یکی از خطرناک ترین و منحرف ترین فرق صوفیه، فرقه ذهبیه است که توانسته در طی چند دهه اخیر، به صورت مخفیانه و چراغ خاموش، در بسیاری از مراکز فرهنگی-دینی نفوذ کند و به جذب عوام بپردازد.

اخیرا مشاهده شده که مراکز وابسته به حوزه علمیه از جمله سایت حوزه دات نت (www.hawzah.net) نیز خواسته یا ناخواسته به تبلیغ و ترویج این فرقه ضاله دامن زده اند.

در برخی مقالات سایت حوزه دات نت، از فرقه ضاله ذهبیه با الفاظی همچون عرفان “حقیقی” و “علّیه” یاد شده و این فرقه، تافته ی جدا بافته و کاملاً متفاوت از دیگر فرق صوفیه معرفی می شود و عملا ننگ فرقه داری و تساهل و تسامح در شریعت را از دامان ذهبیان پاک می کند. با اینکه تا قرن هفتم، تمام اقطاب فرقه ذهبیه در مذهب اهل سنت بودند این سایت برخلاف تمام گزارشات و شواهد تاریخی متقن، مقالاتی را منتشر می کند که در آنها ادعا شده تمام اقطاب فرقه ذهبیه، شیعه اثنی عشری هستند.

ادعای تشیع اقطاب ذهبیه و نجم الدین کبری!

در یکی از مقالات این سایت به اشتباه چنین نوشته شده است:

از معروفترین اقطاب ذهبیه که به نام او یعنی ذهبیه کبرویه مشهور گشته اند، شیخ نجم الدین کبری (مقتول ۶۱۸ ه . ق) است. مشایخ سلسله ذهبیه به طورکلی

ادامه مطلب

خروج از نسخه موبایل